تبلیغات
Mooshoolina - .::.جک غضنفری.::. 2

Mooshoolina

.::.جک غضنفری.::. 2

یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا…این چه آشناست ! بعد از «
یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم… این همون کره خریه که امروز تو
آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام «
درسمو ادامه بدم !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه «
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت «
ابوالفضل رو می کنه!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر آشغال میره تو چشماش سره ساعت ۹ میشینه دم در «
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پلیس به غضنفر: اینجا ماهی*گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! «
پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه «
آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من «
خودم زن دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر داشته رادیو پیام گوش میداده،*گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته*است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته*است… *غضنفر میگه:*باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، *داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می*کرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ غضنفر میگه: ایلده ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن یک معما بگو، میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ غضنفر میگه بخاری! یارو کف می*کنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می*کنه؟ غضنفر میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن کدوم اختراع برای جبران اشتباهات بشر ساخته شده؟میگه:محضر طلاق!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر می*خواسته گردو بشکنه، گردو رو میذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سر خودش.!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره بقالی،*می*بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر هر روز زنگ یک کلیسا رو می*زده و در می*رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه،*یک روز پشت در کمین می*کنه، تا غضنفر زنگ می*زنه، *خرشو می*گیره و می*پرسه چکار داری؟ غضنفر حول میشه،*با تتپته میگه: ببخشید، *عیسی هست؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفرمیگن چند تا بچه داری؟ میگه ۲ تا. می*پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره ماه عسل،یادش میره زنش رو ببره!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر دوتا دزد می*گیره، زنگ می*زنه به ۲۲۰!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: جك، جک غضنفری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت