تبلیغات
Mooshoolina - تصور کن توی دلت هست یه چیزی

Mooshoolina

تصور کن توی دلت هست یه چیزی
تصور کن توی دلت هست یه چیزی
زیر بارون راه بری اشک بریزی
خوبی بارون اینه اشکاتو پنهون می کنه
تو رو به یه حال و هوای تازه مهمون می کنه
تموم حرفای این دل بغض شده . عقده شده . . .
خیلی وقت حرف احساسی چند نقطه شده . . .
نمی دونی تو ، دل بی کس با غمها همراه شده
خیلی وقت تو حواست نیست و دل تنها شده . . .



کاش میشد یه جوری از ترس این دل کم کنی
ترسم اینه بفهمی احساسمو ترکم کنی
نمی خوام رفتنت واسه چوبه دارم طناب شه
تصویری که از تو دارم توی ذهنم خراب شه
چه حس خوبیه که تو پیشمی من پیشتم
توی این شطرنج هنوز دل ماته و من کیشتم
روی دیوارا نوشتن اسمت ، شده هر روز کارم
اینکه تورو میخوام بهت نمی رسم رو دوست دارم


..............................

می دونم ، منطقی نیست ، که باشم همراه تو
خیلی فاصله دارم با مرد رویاهای تو
ولی باور کن که چشماته که من خامش میشم
تو یه لبخند میزنی من غرق آرامش میشم
با اینکه تنهام هنوز با اینکه تاریکه خونم
بعد چند سال ، تو تکون دادی دلم رو ؛ ممنونم
خلاصه این دل گرفتارت شده دوستت داره
من تورو می خوام و تو نه ، بازی روزگاره !



طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: تصور کن توی دلت هست یه چیزی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 دی 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت