تبلیغات
Mooshoolina - مطالب اسفند 1390

Mooshoolina

كه چی !
عید داره میاد

هه هه !




طبقه بندی: حرف دل، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 اسفند 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
ای خدا ازت خسته شدم
ای خدا ازت خسته شدم
خدای بسه این همه دوری، بسه این همه قهر ، بسه این همه سكوت
خدایا من سكوتت و دوست ندارمچرا طغیان نمیكنی؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا از اون عرشت نمیای به فرش من تا دردمو بفهمی؟؟؟؟؟
خدایا بسه این همه امتحان ، كم آوردم
بسه این همه عذاب تنبیه شدم
خدایا دلم برات تنگ شده ، دلم برا اون موقع هایی كه خوب بودی تنگ شده
خسته شدم از بس ازت بدی دیدم
خدایا ، ای بی انصاف هر چی باشم بنده توام
چرا با نبودنت این همه زجرم میدی؟؟؟؟؟
خدایا :
دلم یذره خدا میخواد
دلم یذره بغل تورو میخواد
دلم یه ذره دستای تورو میخواد
دلم یه ذره صدات و میخواد
خدایا !
من دلم برات تنگ شده چرا نمیفهمی



طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: ای خدا ازت خسته شدم،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 اسفند 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
خوش به حالت فاحشه...!
خوش به حالت فاحشه...!!
از همان ابتدا می دانی از تو چه می خواهند،
خوش به حالت که کسی
تو را با حرفهای عاشقانه خام نمی کند،
خوش به حالت که می دانی
آدم های کنارت لحظه ای هستند و با طلوع خورشید
ترکت می کنند...
خوش به حالت که هیچ گاه انتظارشان را نمی کشی و
می دانی برای
شب دیگرشان فاحشه ی دیگر را در آغوش دارند.
من فاحشه نیستم،هیچ کدام از اینها را نمی دانستم
شاید برای همین
معشوق من هم در آغوش تو می خوابد...!





طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: خوش به حالت فاحشه...!،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 اسفند 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
خداوندا
خداوندا ، جای سوره ای به نام "عشق" در قرآن تو خالیست ، که اینگونه آغاز شود :

و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت





طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: خداوندا،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 اسفند 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
دوباره بارید از آسمون شهر برف

دوباره بارید از آسمون شهر برف

زوده ولی پاییز نیومده در رفت

میان پایین از بالا دونه های برف

الهی شکر همه چی روبراهه مرد

همون که روزی بود اونقدی که روزی بود

راضی بود بسش بود دنیا توی دستش بود

زیر پاش لغزش شد ، دنیاش بی ارزش شد

طرد شد ، سرد شد توی مشکل غرق شد

شدش یه مرده مرده بین زنده ها

 همیشه تک و تنها دور از اجتماع

دیر اومد و زود رفت غرورشو خورد کرد

 امروز و فرداهاش از دیروزش پوچ تر

تکوندم شونه هامو اشک روی گونه هامو

واسادم رو جفت پاهامو زیر پرچم خدام

کندن قله رو همه این آدمای مسخره

حتی شهرم پر تنش هر روزش یه جور  مسئله

همینه ساز زندگی و غم

با مسیر تارش میمونه با من با پای پیاده

 

یه نگا بنداز توی شب چراغا روشنن توی شهر

همه چی قشنگه اما از این بالا مث بارون و زیر چتر

حس شاعرانه ندارم اصلا" یک از خودم دو از این آدما خستم

که قفل میشن رو شعرای Freaky فروغ و

تلخی حقیقت و شیرینی دروغ

همه گمن و یه جوری نقشن

یا بکنن یا تو فاز پایین و پرچم

یه سری تو همین رنگا می میرن و

یه سری تو نخ جیب و نتیجه چند چند

حرفام نقده  نسیه نی

تو گوش خریدار بیار من مسیرو غیر

تنها باش چون واست مفیده

مث من یکی که سایه اش سفیده

 

همینه ساز زندگی و غم با مسیر تارش

میمونه با من با پای پیاده


http://upload.iranvij.ir/images_bahman/73436357122774211609.jpg


طبقه بندی: تكست اهنگ، 
برچسب ها: دوباره بارید از آسمون شهر برف،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 8 اسفند 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت