تبلیغات
Mooshoolina - مطالب اردیبهشت 1390

Mooshoolina

حاضر جوابی یک دانش آموز!!

حاضر جوابی یک دانش آموز!!

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد...

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.

معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله
یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مُرده!!


گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ


طبقه بندی: داستان کودکانه، 
برچسب ها: داستان، داستان کودکانه، داستان طنز، حاضر جوابی یک دانش آموز!!،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
دستات

بده دستاتو  به من تا باورم شه پیشمی ..

 میدونم خوب میدونی تو تارو پودو ریشمی ..

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده من ..

چرا من  نگذرم از یه  پوست و خون به اسم تن ..

تو خیالم نبود دوباره عاشقی کنم ..

ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم ..

نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی ..

توی این کابوس درد رویای مهربونمی ..

میدونی با تو پرم از شعر و ستاره ..

میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره ..

میدونی در تو این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره ..

وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز ..

عشق تو  تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز ..

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم ..

نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم ..

ممنونم که بچه بازیهامو طاقت میکنی ..

هر چقدر  بد میشم اما تو نجابت میکنی ..

هر کجای دنیا باشم با منی و در منی ..

نگران حال و روزم بیشتر از خود منی ..

 

 

 

 

 


اگه که خالیه دستام اگه هیچی ندارم


                                 عوضش برای تو یه قلبه دیوونه دارم


 



برچسب ها: شعر، شعر عاشقانه،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
درد

بعضی تجربه ها هستند که نمی شود در موردشان نوشت ، هر چقدر هم که نویسنده ی  چیره دستی باشی نمی توانی  آن را بنویسی . بی شک  ، همه ی آدم ها و همه ی اشیا  برای خودشان سرنوشتی دارند و سرنوشت درد هم ، نوشته نشدن است ،   درد را نمی شود نوشت ، کلمه و درد انگار از روز اول مسیرشان را از هم جدا کرده باشند ، و با هم  قرار  گذاشته باشند که تا روز آخر به هم نرسند ، مسیرشان از هم جدا افتاده . به گمانم  درد ها برای همین هست  که همیشه ماندگار مانده اند  ، و حتی گذشت روزها و ثانیه ها و دقیقه ها هم نتوانسته ذره ای از اندوه دردهای واقعی بکاهد . کلمه ی مقدسی وجود دارد که با نوشتنتش تمامی اندوه ها از بین خواهند رفت ، بالاخره روزی برگزیده ای خواهد آمد و تمام درد ها را با کلمه ای مقدس  خواهد نوشت ، مطمئنم

(حسین جعفریان-كلكاپیس)



طبقه بندی: داستان آموزنده، 
برچسب ها: شعر، شعر اموزنده، درد،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
مسافر



بارها دیده بودم كه به یك
جای دور می روی.ولی من سرجای خودم مانده ام.
با من نمی رفتی هركجا كه می رفتی. وَ من نگران سفرهای تو می شدم. نگران شادی هایت، نگران غم هایت، نگران دست هایت بودم كه شاید تنها بودند.
نگران راهی كه می رفتی.نگران جاده ها می شدم وَ نگران قطاری كه تو را با خودش می برد.
 و چشمهای من كه به ریل بود تا تو را برگرداند.

مسافر شبهای من بودی. مسافر هم
یشگی ریل های قطار و ایستگاه و ....

طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: شعر، شعر عاشقانه، مسافر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
قطار


ای قطار
راهت را بگیر و برو
نه کوه توان ریزش دارد
نه ریزعلی پیراهن اضافه

هیچ چیز مثل سابق نیست !!!؛



طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: شعر، شعر غمگین، قطار،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
آیینه
بی حقیقت

واهل دروغ است بسیار

آن که روزگاری آینه صداقت

وبی دروغ

می پنداشتم اورا

ازسرخطا

افسوس که دست برنمی دارد ازنمایاندن

چهره واقعی خویش

به خودش

ونه به من

چراکه اودیریست که آینه ام

نیست


طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: شعر، شعر غمگین، آیینه،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
تنهایی
اگر چه تنهایی همیشه دوستم بوده است

زندگیم را در دست هایت می گذارم

مردم می گویند من دیوانه ام و می گویند كورم

همه چیز را با یك نگاه به خطر می اندازم

اینكه چطور مرا كور كرده ای هنوز یك راز است

نمی توانم تو را از ذهنم خارج كنم

اهمیتی نده كه در پیشینة خود چه داری

تا وقتی اینجا با منی

*

" اهمیتی ندارد چه كسی هستی

اهل كجایی

چه كرده ای

تا وقتی دوستم داری "


طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: شعر، شعر عاشقانه، تنهایی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
التماس
پسرک جلو میرود و با التماس میگوید:

خانم، تو رو خدا یک گل بخرید

زن در حالی که گل از دستش میگرفت

نگاه پسرک روی کفش زن افتاد...

پسرک: چه کفشهای قشنگی داری...

زن خندید و گفت: برادرم خریده....

دوست داشتی جای من بودی؟!

پسرک محکم جواب داد : نه

...دوست دارم جای برادرت باشم

تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم!!




طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: شعر، شعر غمگین، التماس،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
دستات

آهنگ بسیار زیبای فریدون فروغی:

انگار دستات سرد سردن

 انگار چشمات شب تارن

 آسمون سیاه ابر پاره پاره

 شر شر بارون داره می باره

حالا رفتی من تنها ترین عاشقم رو زمین

تنها خاطراتم تو بودی فقط همین....




طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: شعر، شعر عاشقانه، دستات،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
به یاد روز آشنایی
یاد اون روزا که شروع آشنائی بود ..شروع آشنائی همیشه جالبه ولی زود گذره ...
 
گفتمش : دل می خری ؟
برسید چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای بایش روی دل جا مانده بود ......
 
اما همیشه هر شروعی پابانی هم داره .. پایان تلخی که هر روزش بد تر از مرگه ولی با گذشت زمان اون تلخی هم برات طعم شیرینی داره ،


می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لكه عشق

زینهمه خواهش بیجا و تباه

همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه

تجربه و خاطره و گذر عم
ر




وقتی به گذر عمرم نگاه میکنم می بینم که ..... کاش هنوز 15 سالم بود تا اشتباهاتم رو تکرار نمی کردم ولی اینم می دونم 5-6 ساله دیگه هم به میگم کاش 25 سالم بود تا اشتبا......
سالهاس که سنگینی گذر ثانیه ها روی دوشم حس میکنم


وقتی به خودم فکر میکنم می بینم این ترانه ابی چقدر باهام صادقه
 
مثله پروانه ای در مشت
چه آسون میشه ما رو کشت


اما خیلی وقته تصمیم گرفتم که به راحتی کشته نشم .

به خاطره همین دیگه بوم خاطراتم رو روبروی نقاش نمی ذارم
تا به آرامی آغاز به مردنم کنم .
 

منبع: ویلاگ شعرهای عاشقانه



طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: شعر، شعر عاشقانه، به یاد روز آشنایی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت