تبلیغات
Mooshoolina - مطالب مهر 1390

Mooshoolina

اگر عمر دوباره داشتم!

دان هرالد (Don Herold) کاریکاتوریست و طنزنویس آمریکایی در سال 1889 در ایندیانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد دارای تالیفات زیادی است اما قطعه کوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف کرد. بخوانید:
 
"البته آب ریخته را نتوان به کوزه باز گرداند، اما قانونی هم تدوین نشده که فکرش را منع کرده باشد.

اگر عمر دوباره داشت میکوشیدم اشتباهات بیشتری مرتکب شوم. همه چیز را آسان می گرفتم.

از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر می شدم. فقط شماری اندک از رویدادهای جهان را جدی می گرفتم. اهمیت کمتری به بهداشت می دادم.

به مسافرت بیشتر می رفتم. از کوههای بیشتری بالا می رفتم و در رودخانه های بیشتری شنا می کردم.

بستنی بیشتر می خوردم و اسفناج کمتر.

مشکلات واقعی بیشتری می داشتم و مشکلات واهی کمتری.

آخر، ببینید، من از آن آدمهایی بوده ام که بسیار مُحتاطانه و خیلی عاقلانه زندگی کرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشی داشته ام.

اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشی بیشتر می داشتم.

من هرگز جایی بدون یک دَماسنج، یک شیشه داروی قرقره، یک پالتوی بارانی و یک چتر نجات نمی روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبک تر سفر می کردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه می رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه می دادم.

از مدرسه بیشتر جیم می شدم. سگ های بیشتری به خانه می آوردم.

دیرتر به رختخواب می رفتم و می خوابیدم. بیشتر عاشق می شدم. به ماهیگیری بیشتر می رفتم.

پایکوبی و دست افشانی بیشتر می کردم. سوار چرخ و فلک بیشتر می شدم. به سیرک بیشتر می رفتم...


زیرا من با ویل دورانت موافقم که می گوید :  شادی از خرد عاقل تر است



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: اگر عمر دوباره داشتم!،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
قاطیـــــــــــــــــــــــــــم
خدایا! تو که پیرهن نمی پوشی ،

 پس من هر چی باشه کلی پیرهن بیشتر از تو پاره کردم ! میشه به حرفام گوش کنی ..؟!

مملکته اخه خدا ؟ جا قحط بود فرستادی مارو ؟



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: قاطیـــــــــــــــــــــــــــم،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
کــ…ــــاش ساعتی آرام بگیرند…
خسته میشود دلم
گاهی
از اینهمه پاییز و زمستان
که می آیند و میروند
و میلولند در جان تقویم
بی آنکه ثانیه ای
جفت شوند
رد ِ پاهایمان
در برف
…!!!
کــ…ــــاش ساعتی آرام بگیرند
در کنار لحظه هایمان
این ردِ پاهای بـــــرفی…!




طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: کــ…ــــاش ساعتی آرام بگیرند…،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
نخـــــــند، نخند به ....
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب.
نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.
نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.
نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.
نخند!
...به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی،..........

....نخند،نخند که دنیا ارزشش رانداردکه تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!!

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!!!

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بارمی برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،.......خیلی ساده ...



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: نخـــــــند، نخند به ....،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
پدر !
دری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟
پسر جواب داد:من میزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید
با ناراحتی از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود.

... ... ... ... پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی.
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟
پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی...


طبقه بندی: داستان عاشقانه، 
برچسب ها: پدر !،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
چند ضرب المثل ژاپنی
غمگین بودم که چرا کفش ندارم
مردی را دیدم
که پا نداشت

***
غم آدمو متفکر می کنه
تفکر آدمو عاقل می کنه
عقل زندگی رو شیرین می کنه
***
بینش بدون عمل رویای محال است
عمل بدون بینش کابوس است
***
مرد عاقل یکی می شنودو ده تا می فهمد
***
احمق تا نمیرد شفا نمی یابد
***
میخی که بیرون بزند، چکش می خورد
***
غورباغه ی ته چاه چیزی از دریا نمی داند
***
حتا میمون ها هم از درخت می افتند
***
آب ریخته به سینی برنمی گردد
مشابه فارسی: آب رفته به جوی باز نمی گردد
***
کسی که دو خرگوش را دنبال می کند،یکی راهم نمی گیرد
مشابه فارسی:بایک دست نمی توان دو هندوانه برداشت
***
پایداری، قدرت است
معنای مشابه در فارسی: مرد آن است که در کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیاب باشد


طبقه بندی: ضرب المثل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
.::.جک غضنفری.::. 2

یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا…این چه آشناست ! بعد از «
یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم… این همون کره خریه که امروز تو
آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام «
درسمو ادامه بدم !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه «
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت «
ابوالفضل رو می کنه!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر آشغال میره تو چشماش سره ساعت ۹ میشینه دم در «
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پلیس به غضنفر: اینجا ماهی*گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! «
پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه «
آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من «
خودم زن دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر داشته رادیو پیام گوش میداده،*گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته*است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته*است… *غضنفر میگه:*باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، *داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می*کرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ غضنفر میگه: ایلده ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن یک معما بگو، میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ غضنفر میگه بخاری! یارو کف می*کنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می*کنه؟ غضنفر میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن کدوم اختراع برای جبران اشتباهات بشر ساخته شده؟میگه:محضر طلاق!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر می*خواسته گردو بشکنه، گردو رو میذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سر خودش.!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره بقالی،*می*بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر هر روز زنگ یک کلیسا رو می*زده و در می*رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه،*یک روز پشت در کمین می*کنه، تا غضنفر زنگ می*زنه، *خرشو می*گیره و می*پرسه چکار داری؟ غضنفر حول میشه،*با تتپته میگه: ببخشید، *عیسی هست؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفرمیگن چند تا بچه داری؟ میگه ۲ تا. می*پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره ماه عسل،یادش میره زنش رو ببره!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر دوتا دزد می*گیره، زنگ می*زنه به ۲۲۰!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: جك، جک غضنفری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
.::.جک غضنفری.::. 1
غضنفر ساندویچ*فروشی داشته، *یک روز یک بابایی میاد میگه: *قربون یک ککتل بده، *فقط بیزحمت توش گوجه نذارید. غضنفر میگه: آقا امروز گوجه نداریم، میخوای خیارشور نذارم؟!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر از طبقه صدم یه ساختمون میپرهپایین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره لباس فروشی،*میگه:*ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:*بله. غضنفر میگه: بی*زحمت دو نخ بدین!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،*کجش میکنه!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر داشته با رفیقش رو بوسی میکرده، رفیقش بهش میگه،*غضنفر چرا گردنت بو میده؟!غضنفر میگه:*آخه چند روزه هر کی میگو….میندازه گردن من!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره به یکی خبر مرگ مادرش رو بده، بهش میگه: یه شتری بود که در خونه همه میخوابید!؟ یارو میگه: خوب؟ میگه: این دفعه رو ننــــه تو خوابید!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر کلیدش رو تو ماشین جا میذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ازغضنفر میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا این که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3 اش کردن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت*صحنه بهش میرسونن که: جواب برج ایفله، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، غضنفرمیپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه.غضنفر میگه: …ها! پس حتماٌ برج ایفله!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش ازپشت*صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، غضنفر میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. غضنفر میگه: بابا این عجب خیار گنده*ایه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میخواسته تو یک اداره دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخواین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟! غضنفر هول میشه، میگه شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ماشین غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو غضنفر داد میزنه: هیچ خودتونو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟غضنفر میگه: ایلده من شمارشو برداشتم.!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میافته تو چاه، فامیلاش سند میذارن درش میارن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره غضنفر میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار غضنفر این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا که مشتری پایس… بذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعه*ای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح غضنفر میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! غضنفر میگه: قربون دستت، ۵۰۰ گرم از طبقه بیست چهارمش به ما بده!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر سرطان داشته، : میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجره فولادی و کلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یک ساعت خبر میرسه که تو حرم بمب گذاشتن، غضنفر یک کم دست و پا میزنه، بعدِ یک مدت داد میزنه: یا حضرت ابوالفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن یه معما بگو،*میگه: اون چیه که درازه،*زرده، موزه؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره خواستگاری، اسم دختره غزال بوده ولی غضنفر قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، غضنفر میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من غزاله نه آهوغضنفر میگه: ای بابا فرقی نداره… حیوون حیوونه دیگه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر ادعای بیغمبری میکرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه غضنفر میره، دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟! غضنفر میگه: ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه!
غضنفر دنبال دزد میکنه، از دزده جلو میزنه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر پسرشو میذاره دانشکده افسری، رفیقاش بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، غضنفر میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر صبح از در خونه میاد بیرون، میبینه سر کوچه یک پوست موز افتاده، با خودش میگه: ای داد بیداد، باز امروز قراره بخوریم زمین.!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن: ببخشید ساعت چنده؟ میگه: والله تقریباٌ سه و خورده ای. میپرسن: ببخشید، دقیقاٌ چنده؟ میگه: دقیقاٌ هفت و سی و یک دقیقه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: ۲۰۰۰ تومن. غضنفر یکم بالا پایین میکنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: ۱۰۰۰ تومن. باز غضنفر یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا کوچیک چنده؟ یارو میگه: ۷۰۰ تومن. غضنفر دست میکنه تو جیبش یک صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یک جعبه اضافه به ما بده!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زنِ غضنفر دو قلو میزاد،*غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه،*به یارو میگه:*حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن تعطیلات کجا رفتی؟ میگه والا امام رضا طلبید رفتیم شمال!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر تو اتوبوس میگوزه همه بهش میخندن. اونم خوشحال میشه، میگه: اگه میدونستم اینقدر حال میکنین براتون میریدم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
- بابای غضنفر میمیره، مجلس ختمش رفیقای غضنفر همه میان بهش تسلیت میگن. غضنفر خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، *شرمنده کردین… انشالله ختم پدرتون جبران می*کنم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر خودشو میزنه به کوچه علی چپ، گم میشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی؟! آبیش!


طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: جك، جک غضنفری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
»»احساس معمولی««
»»احساس معمولی««

الان یک هفته ای میشه * * * کـه پــر کـشیدی از اینجا
حالا من موندم و بـغض و * * * غم و تـــوقــع بــیــجــام
******************************************
تـو رفـتـی پـی آیـنـده ات * * * من و گذشته ها موندیم
تو تنها شخصی بودی که * * * تـمـام حسـمـو خـونـدی
******************************************
تـو امـیـد و بـه مـن دادی* * * تـو گـفـتـی زندگی خوبه
تـو فـهـمـیـدی دلـم داره * * * در عـشـقـت رو مـیـکوبه
******************************************
تـو فـهـمیدی چرا حـالـم * * * داره هـر روز بـد مـیـشه
تـو مـیدونستـی اون روزِ * * * کـذایـی خـیـلی نـزدیکه
******************************************
حالا تـــــو اون سـر دنیــا * * * گـرفـتـاری و مـشـغولی
مـن ایـنـجا سـاکت و تنها * * * با یک احساس معمولی



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: »»احساس معمولی««،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
........... و ..........
عشق و نفرت
توحید و کفر
خدا و شیطان
بودن و نبودن
صلح و جنگ
خیر و شرررر
بهتر و بدتر
فقیر و غنی
دوست و دشمن
راست و دروغ
راست و چپ
ظالم و مظلوم
خوب و بد

چرا واقعاً چرا هر چیز خوبی یه چیزه بد باید جلو روی خودش ببینِ؟ نمیدونم این چه حکمتیه خدا! ولی امیدوارم که یه روز اثری از بدی نباشه بینمون!


طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: دلنوشت، ........... و ..........،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت