تبلیغات
Mooshoolina - مطالب آبان 1390

Mooshoolina

خسته .....
خسته شدم از خواب و رویا
 خسته شدم از دست دنیا
خسته ام من از رنگ تکرار
 خسته از این چشمای بیدار
......




طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: خسته .....،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
اگر این باران و این عطرهای معلق اجازه بدهند
اگر این باران و این عطرهای معلق اجازه بدهند
 کمی شعر مینویسم دور از تو،
 دور از خودم
 دور از دنیایی که رویاهای مرا بلعیده،
من باید یاد بگیرم که از هر چیزی عشق و خاطره نسازم،

شاید منظوراین باران اصلا من و تو نباشیم!




طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: اگر این باران و این عطرهای معلق اجازه بدهند،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم

که بهانه نزدیک تر نشستن مان می‌شود…

و من …

روبه روی تو …

می‌توانم تمام شعر‌های نگفته دنیا را یک جا بگویم

…………!


http://upload.iranvij.ir/images_aban/60694532757390600964.jpg

http://upload.iranvij.ir/images_aban/40909974927006559805.gif


طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
برای رسیدن به هم

برای رسیدن به هم

هیچ چیز کم نداریم به غیر از یک معجزه …!!!

2  جملات عاشقانه و زیبا همراه عكس های رمانتیک



طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: برای رسیدن به هم،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
اینجا زمین است
http://upload.iranvij.ir/images_aban/65959223065139077184.jpg

اینجا زمین است...
 
ساعت به وقت انسانیت خواب است!

عجب موجود سخت جانی است دل...!!!

هزار بار تنگ میشود،

میشکند،

میسوزد،

میمیرد!

و باز هم میتپد...!!!




طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: اینجا زمین است،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
عدل الهی
سه نفر بودن با چهار تا سیب.
به ریش‌سفید شهر می‌گن: اینا رو بین ما تقسیم کن.
پیر می‌پرسه: انسانی یا خدایی؟
می‌گن: خب حالا خدایی مثلا.
.
.
.
پیر هم به اولی سه تا سیب می‌ده، به دومی یه دونه و یه لگد هم می‌زنه به سومی.
 

200px-skyshot.jpg


طبقه بندی: داستان کوتاه، 
برچسب ها: عدل الهی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
منت خدای را عز و جل

اقدس خانم گلستان سعدی را گشود و گفت: مگر ما چه کم از اهل مطالعه داریم مگر؟

 هنوز چند خطی نخوانده بود که رژ لب مدادی صورتی رنگش را از کیفش درآورد و زیر این قطعه خطی درشت کشید که می فرماید:

 چون فرو می رود ممدِ حیات است و چون بر می آید مفرّح ذات

شیخ بی خبر از همه جا گوشه ی اتاق نفس می كشید كه در آن دو نعمت است.


http://www.faupload.com/upload/90/Aban/20-26/4ffs4.jpg



طبقه بندی: مطالب خودمونی، 
برچسب ها: منت خدای را عز و جل،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
عشق جایش تنگ است

عشق جایش تنگ است

 

نامه ای در جیبم...

 

و گلی در مشتم...

 

غصه ای دارم با نی لبكی...

سر كوهی گر نیست...

ته چاهی بدهید...

تا برای دل خود بنوازم...

عشق جایش تنگ است!




طبقه بندی: شعر عاشقانه، 
برچسب ها: عشق جایش تنگ است،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
فقط مرگ بر خودم
ما زندہ نیستیم و ھمین طور زندگی،
تبدیل می شود به دروغی ھمیشگی
شل می کند که سفت شود رودہ ھای شھر
از جرم و از جنایت و از سقط و ھرزگی،
از عطر خانمی که تمام پیادہ رو،
از چرت آدمی که پر از روزمرگی

ترمز کشیدو پرت شدیم از مقایسه،
روی جنازہ ھای ھم از بی ارادگی
مثل کریستال شکستیم و بند زد
امروز را به روز دگر بی ترانگی
محض نفس کشیدن یک روز بیشتر
یا محض لذت از قبل ھم پیالگی،
با سوسک ھای زرد که با قصد خودکشی
خوابیدہ اند بین دو دمپایی سگی،
یا گربہ ھای کوچه ی پشتی ک شاعرند-
-تر از خروس و چلچله و مرغ خانگی

ما زندہ نیستیم و نفس ول نمی کند
ما را به حال خویش در اثناء خستگی،
در ضلع زیست با کلمات محاورہ،
در فکر مردمی که ندارند تازگی،
اندازہ ی مکاشفه ھای معاشقه،
اندازہ ی مکالمه ھای بگی، نگی

نه اوج، نه فرود، فقط مرگ بر خودم
این عمر ھم تمام شد اما به سادگی



طبقه بندی: شعر غمگین، 
برچسب ها: فقط مرگ بر خودم،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
گیرم که باخته ام !!!
گیرم که باخته ام !!!
اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد، شوخی نیست من شاه شطرنجم !!!
تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم...


آرزو طلب نمیكنم، آرزو میسازم...
لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر می کنی ، من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی ...
لبخند می زنم و او فکر میکند بازی را برده ، هرگز نمی فهمد با هر کسی رقابت نمی کنم... زانو نمی زنم، حتی اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد ! زانو نمی زنم، حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند ! من زانو نمی زنم... درگیر من نشو، همـدم نمیخواهم .



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: گیرم که باخته ام !!!،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت