تبلیغات
Mooshoolina - مطالب مطالب طنز

Mooshoolina

آدم از وسط نصف بشه ولی ضایع نشه !
یه روز تو پیاده رو داشتم می رفتم ، از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس ، کارت های رنگی قشنگی دستشه ولی این کارت ها رو به هر کسی نمیده ! به خانم ها که اصلاً نمی داد و تحویلشون نمی گرفت ،
در مورد اقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود فقط به کسانی کارت میداد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند ، احساس کردم فکر میکنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی خیلی خوشگل و گرون قیمت رو نداره ، لابد فقط به ادم های با کلاس و شیک پوش و با شخصیت میده ! بدجوری کنجکاو بودم بدونم اون کارت ها چین !! با خودم گفتم یعنی نظر این کارت پخش کن خوش تیپ و با کلاس راجع به من چیه ؟! منو تائید می کنه ؟!

کفش هامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود پاک بشه و برق بزنه ! شکمو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو جوری نشون بدم که انگار واسم مهم نیست ! دل تو دلم نبود ! یعنی به من هم از این کاغذ های خوشگل میده ؟! همین طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخندی بهم نگاه کرد و یک کاغذ رنگی طرفم گرفت و گفت : اقای محترم ! بفرمایید !
قند تو دلم اب شد ! با لبخندی ظاهری و با حالتی که نشون بدم اصلا برام مهم نیست بهش گفتم : می گیرمش ولی الان وقت خوندنش رو ندارم ! چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اون قدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم توی کیک ! وایستادم و با ذوق تمام به کاغذ نگاه کردم ، فکر می کنید رو کاغذ چی نوشته بود ؟؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دیگر نگران طاسی سر خود نباشید ! پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریکا !!

http://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gif http://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_aban/68572469304302875129.gif

طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: آدم از وسط نصف بشه ولی ضایع نشه !،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 بهمن 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
تفریحات بسیجی ها
تفریحات بسیجی ها
 
http://up.vbiran.ir/images/93ban0j4sqsp40fpe01.jpg

در ادامه ......


ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: تفریحات بسیجی ها،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 دی 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
فقط باید یک پسر ایرونی باشی‌ تا بدونی !
فقط باید یک جوان ایرانی‌ باشی‌ تا بدونی یک جوون ایرانی‌ چی‌ می‌کشه

میری دانشگاه ، میبینی‌ دختر راحت تر نمره میگیره ، استاد وقت میذاره براش توضیح بده، ولی‌ محل تو نمیذاره... یک ضربه

میری توی خیابون ماشین سوار شی‌ ، جلوی پای دختره ۱۰ ماشین ترمز می‌کنه ، کسی‌ محل تو نمیذاره....یک ضربه
...
میری خونه همه یجور تو رو نگاه می‌کنن که تو باید نون آور باشی‌ نه نون خور... یک ضربه

می‌خوای با دوستات بری بیرون ، آخه با کدوم دوست اونا که اهل شنگول بازی هستن و اخر راه فقط بدبختیه ؟؟... یک ضربه

می‌خوای دوست دختر بگیری ، نه ماشین داری نه پول ، هیچ دختری بهت محل نمیذاره... یک ضربه

اینا فقط قسمتی‌ از دردسر‌های یک جوون ایرانیه...

هیس خداییش توی این مملکت به دخترا بیشتر خوش می‌گذره تا پسرا


طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: فقط باید یک پسر ایرونی باشی‌ تا بدونی !،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 آبان 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
.::.جک غضنفری.::. 2

یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا…این چه آشناست ! بعد از «
یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم… این همون کره خریه که امروز تو
آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام «
درسمو ادامه بدم !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه «
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت «
ابوالفضل رو می کنه!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر آشغال میره تو چشماش سره ساعت ۹ میشینه دم در «
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پلیس به غضنفر: اینجا ماهی*گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!! «
پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر میگه: نه «
آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من «
خودم زن دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر داشته رادیو پیام گوش میداده،*گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته*است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته*است… *غضنفر میگه:*باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، *داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می*کرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ غضنفر میگه: ایلده ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن یک معما بگو، میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ غضنفر میگه بخاری! یارو کف می*کنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می*کنه؟ غضنفر میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بذارمش بالای درخت!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن کدوم اختراع برای جبران اشتباهات بشر ساخته شده؟میگه:محضر طلاق!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر می*خواسته گردو بشکنه، گردو رو میذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سر خودش.!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره بقالی،*می*بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر هر روز زنگ یک کلیسا رو می*زده و در می*رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه،*یک روز پشت در کمین می*کنه، تا غضنفر زنگ می*زنه، *خرشو می*گیره و می*پرسه چکار داری؟ غضنفر حول میشه،*با تتپته میگه: ببخشید، *عیسی هست؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفرمیگن چند تا بچه داری؟ میگه ۲ تا. می*پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره ماه عسل،یادش میره زنش رو ببره!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر دوتا دزد می*گیره، زنگ می*زنه به ۲۲۰!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: جك، جک غضنفری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
.::.جک غضنفری.::. 1
غضنفر ساندویچ*فروشی داشته، *یک روز یک بابایی میاد میگه: *قربون یک ککتل بده، *فقط بیزحمت توش گوجه نذارید. غضنفر میگه: آقا امروز گوجه نداریم، میخوای خیارشور نذارم؟!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر از طبقه صدم یه ساختمون میپرهپایین، به طبقه پنجاهم که میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره لباس فروشی،*میگه:*ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:*بله. غضنفر میگه: بی*زحمت دو نخ بدین!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،*کجش میکنه!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر داشته با رفیقش رو بوسی میکرده، رفیقش بهش میگه،*غضنفر چرا گردنت بو میده؟!غضنفر میگه:*آخه چند روزه هر کی میگو….میندازه گردن من!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره به یکی خبر مرگ مادرش رو بده، بهش میگه: یه شتری بود که در خونه همه میخوابید!؟ یارو میگه: خوب؟ میگه: این دفعه رو ننــــه تو خوابید!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر کلیدش رو تو ماشین جا میذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ازغضنفر میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا این که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3 اش کردن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت*صحنه بهش میرسونن که: جواب برج ایفله، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، غضنفرمیپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه.غضنفر میگه: …ها! پس حتماٌ برج ایفله!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش ازپشت*صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، غضنفر میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. غضنفر میگه: بابا این عجب خیار گنده*ایه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میخواسته تو یک اداره دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخواین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟! غضنفر هول میشه، میگه شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ماشین غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو غضنفر داد میزنه: هیچ خودتونو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟غضنفر میگه: ایلده من شمارشو برداشتم.!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میافته تو چاه، فامیلاش سند میذارن درش میارن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره غضنفر میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار غضنفر این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا که مشتری پایس… بذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعه*ای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح غضنفر میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! غضنفر میگه: قربون دستت، ۵۰۰ گرم از طبقه بیست چهارمش به ما بده!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر سرطان داشته، : میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجره فولادی و کلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یک ساعت خبر میرسه که تو حرم بمب گذاشتن، غضنفر یک کم دست و پا میزنه، بعدِ یک مدت داد میزنه: یا حضرت ابوالفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غضنفر میگن یه معما بگو،*میگه: اون چیه که درازه،*زرده، موزه؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره خواستگاری، اسم دختره غزال بوده ولی غضنفر قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، غضنفر میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من غزاله نه آهوغضنفر میگه: ای بابا فرقی نداره… حیوون حیوونه دیگه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر ادعای بیغمبری میکرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه غضنفر میره، دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟! غضنفر میگه: ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر بیهوا میاد تو اتاق، خفه میشه!
غضنفر دنبال دزد میکنه، از دزده جلو میزنه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر پسرشو میذاره دانشکده افسری، رفیقاش بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، غضنفر میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر صبح از در خونه میاد بیرون، میبینه سر کوچه یک پوست موز افتاده، با خودش میگه: ای داد بیداد، باز امروز قراره بخوریم زمین.!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن: ببخشید ساعت چنده؟ میگه: والله تقریباٌ سه و خورده ای. میپرسن: ببخشید، دقیقاٌ چنده؟ میگه: دقیقاٌ هفت و سی و یک دقیقه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: ۲۰۰۰ تومن. غضنفر یکم بالا پایین میکنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: ۱۰۰۰ تومن. باز غضنفر یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا کوچیک چنده؟ یارو میگه: ۷۰۰ تومن. غضنفر دست میکنه تو جیبش یک صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یک جعبه اضافه به ما بده!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زنِ غضنفر دو قلو میزاد،*غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه،*به یارو میگه:*حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن تعطیلات کجا رفتی؟ میگه والا امام رضا طلبید رفتیم شمال!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر تو اتوبوس میگوزه همه بهش میخندن. اونم خوشحال میشه، میگه: اگه میدونستم اینقدر حال میکنین براتون میریدم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
- بابای غضنفر میمیره، مجلس ختمش رفیقای غضنفر همه میان بهش تسلیت میگن. غضنفر خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، *شرمنده کردین… انشالله ختم پدرتون جبران می*کنم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر خودشو میزنه به کوچه علی چپ، گم میشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از غضنفر میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی؟! آبیش!


طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: جك، جک غضنفری،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
سکانس پایانی
سلام ، اگه ممکنه خودتونو معرفی کنید

پلان خدا .. من سکانس پایانی هستم -

چه فیلمی؟

فیلم لی لی و لالاش -

شغلتون چیه؟

شغل مجلس ام -

خانواده دارین؟

بله ، یه سگ و یه زنداداش -

زن خودت چی شد؟

زنم موند لای کلاکت، مرد -

اسمش چی بود؟

سکینه سکانسو -

زنت رو چقد دوست داشتی؟

بیست و چهار فریم در ثانیه -

داداشت کجاس؟

داداش ندارم ، اینم زنداداش یکی دیگس -

درامدت از کجاس؟

از سر قبر پدرم -

چجوری؟

وقتی که داشتیم خاکش می کردیم ، یه سری تخم میوه و سبزی ریختم تو قبرش، همونا در میاد میفروشم -

..خدا رحمتش کنه

!خدا قوت -

تفریحاتت چیه؟

گابانا اند دولچیه -

نورتو کی تنظیم می کنه؟

پروژکتور حسابی -

چن وقت پیش کجا بودی؟

تو جیپ ام بودم ،داشتیم می رفتیم جات خالی مسافرت -

کدوم جیپت؟

جیپ شلوارم -

شلوار که جیپ نداره

! زیپ که داره -

حالا هر چی ، اونجا چی کار می کردی؟

جای یکی از دوستامو خالی می کردم -

کدوم دوستت؟

دوستِ راستم -

تنها بودی یا هیچکس باهات نبود؟

!انگار هر چی شمابگی -

داری حرف تو دهنم می ذاری؟

می خوای خیار پوست کونم بذارم!؟ -

نه ، تو این سرما خیار می خوای از کجا گیر بیاری؟

از گیل گیر میارم -

گیل چیه دیگه؟؟

سه نوع گیاهه -

تخم داره؟

داره ولی جای دوری نمیره -

کارگردانت کیه؟

یه کرگدن خیکـّیه -

شوخی می کنی؟

آره -

کِی تموم می شی؟

تیتراژ

تموم...


طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: سکانس پایانی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
نام و نام خانودگی؟
نام و نام خانودگی؟
میلاد فرخنده

نام مادر؟
اختر تابناک

شما 11 سپتامبر چیکار میکردی؟
تخمین میزدم

مدرک هم داری؟
مدرک نداریم ، میخوای گوجه نذارم

پس شما بودی گوجه ها رو قایم کردی؟
مارو جه به این گو ا آخه!

کسب و خارت چیه؟
گیله مرد میل گرد فروشم

اهل کجایی؟
اهل کاشانم ، تخم هایم عسلی ، لبریز از عشق و صفا

آخرین بار کجا مخفی شدی؟
تو درایو C

چجوری؟
رایت کلیک کردم رو خودم ، Properties و بعدش Hidden

با کیا همدستی؟
آره

آره چیه ، میگم با کیا همدستی؟
آره، با کیا همدستم

کجا باهاش آشنا شدی؟
دم فندق فدقات سر کوچمون

چی شد بهم زدین؟
حاجت داشتیم

چرا افتادی تو این خط؟
جیبم سوراخ بود ، منم کوچیک بودم ، افتادم

چرا برنگشتی پیدا کنی خودتو؟
برگشتم نبود ، نگرد نیست.

حالا میخوای چیکار کنی؟
گفتم از خارج برام آه بیارن ، با ناله سودا کنم

تو زندگی قبلیت چی بودی؟
ترمز دستی اسکانیا

نظرت در مورد زندگی چیه؟
خودم تجربه نکردم ، چون من یه آدمم که بقیه دارن دورم زندگی میکنن، من فقط نگاه میکنم.

اسم زنت چیه؟
لعبت.

هزار ماشالا!
بگو هزار راه نرفته!

روابطت با زنت چجوریه؟
رابطه جبری در حوزه استحفاظی

عجز بیشتر دوست داری یا لابه؟
خامه.

چرا ادامه تحصیل دادی؟
گوجه نداشتیم ، باید مدرک میگرفتم بجاش

تاحالا به جای سفت شاشیدی؟
چاره ای ندارم مگه اینکه یکی دیگه به جای من بشاشه

جنگ بشه چیکار میکنی؟
میرم سر کار

شما مغنّی هستید؟
بله.

تشویق......


طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: نام و نام خانودگی؟،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
اس ام اس سرکاری شهریور ماه ۹۰
دردریاى عشقت شناکردم

،

،

،

،

،

،

ناگهان قورباغه اى دیدم فرارکردم


**********************


هرچقدر بشماری ۵ نمیشه!!!
چون ما خیلی چاکرتیــــــــــــــم!

**********************

یه معما؟ میدونی تو کیو بیشتر از همه دوست داری؟
.
.
.
بالای صفحه اسمشو نوشته!

**********************

گاهی وقتا اینقدر حواست به خودته و در آرزوهات غرق میشی که یادت میره یه نفر منتظرته تا
.
.
.
.
از دستشویی بیای بیرون!

**********************

به اندازه مژه کوچک ردیف پایین چشم چپ پشه.غم تو دلت نباشه…

**********************

اون چیه از گل بهتره؟ از رنگین کمان قشنگتره؟ از دنیا باارزش تره؟ از آب پاکتره؟ نمیدونی؟ واقعا که! تو هنوز منو نشناختی؟

**********************

این واسه تو
بو
و
و
و
و
ق
چیه؟ نکنه حق ندارم بوق بزنم؟!
**********************

اگه گواهینامه موتور داری سریعا خودتو به کارخونه چی توز برسون آخه میمونشون فرار کرده فورا به یه میمون نیاز دارند.
**********************

میدونی فرق تو با گوسفند چیه؟
.
.
.
.
هیچ فرقی ندارید!!
**********************

گزارش دادند که خوشگلا رو میگیرن! ما که فراری هستیم خوشبحالت راحتی!

**********************

مردی درحال خواندن نماز میت بود وقتی به سجده رفت سرش به لبه تابوت خورد و خون آمد قطره ای از خون روی کفن ریخت حکم کفن چیست؟
.
.
.
.
آی کیو نماز میت سجده نداره!
 


طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: اس ام اس، اس ام اس سرکاری شهریور ماه ۹۰، سركاری، sms،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 شهریور 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
گوز
منبع گوز – هوای بلعیده شده هنگام خوردن و نوشیدن
گاز جذب شده از خون توسط دیواره روده
- گاز حاصل ازواکنشهای شیمیایی روده و
- گاز تولیدی در اثر فعالیتهای باکتریهای روده



ساختار گوز
ساختار دقیق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبنای غذای فرد متفاوت است. قسمت اعظم هوای بلعیده شده اکسیژن است که قبل از رسیدن به روده جذب بدن می شود و فقط نیتروژن باقی می ماند. بقیه هم شامل دی اکسید کربن، هیدروژن و متان است. هر چه باد بیشتر در روده نگه داشته شود، میزان نیتروژن آن بیشتر می شود چون بقیه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبی و عجول اکسیژن بیشتری در روده دارند و گوزوتر هستن



بوی گوز


بوی حاصل از گوز بیشتر به خاطر ترکیبات گوگردی مثل سولفید هیدروژن است. غذاهایی چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند. لوبیا بطور اخص بوی شدید ندارد ولی حجم گاز را خیلی زیاد می کند.


صدای گوز
صدای گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگی به شتاب گاز و تنگی ماهیچه اسفنکتر مقعد دارد.


چرا چُس گرم و کم صدا است در حالیکه گوز پرصدا و کم بو است؟
گوز بیشتر حاصل بلعیدن هواست و حجیم است. برای همین هم صدای بیشتری دارد در حالیکه چس حاصل فعالیتهای باکتریهای روده است که گازهای گوگردی تولید می کنند و در اثر این واکنشها حرارت هم ایجاد می شود ولی این گازها کم حجم ترهستند و به همین دلیل کم صداترند.


یک فرد عادی در روز چقدر می گوزد؟
به طور متوسط، هر فرد روزانه نیم لیتر گوز تولید می کند و 14 مرتبه در روز می گوزد.


آیا ممکن است کسی اصلا نگوزد؟
خیر! همه می گوزند. حتی مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهای جمع شده در روده قبل از مرگ).


آیا مردها بیشتر از زنها می گوزند؟
خیر! تفاوت در میزان گوز بستگی به جنسیت ندارد و بیشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعیدن هوا و ژنتیک است. اما مردها آزادانهتر از زنها می گوزند و زنها در این مورد بخاطر قواعد اجتماعی بیشتر خودداری و مخفی کاری می کنند.


احتمال گوزیدن در چه وقت از روز بیشتر است؟
صبح اول وقت بعد از بیداری.


چرا حبوبات گاز تولید می کنند؟
حبوبات حاوی چند نوع قند هستند که برای انسان قابل هضم نیست و وقتی این قندها به روده می رسد، باکتریهای روده جشن می گیرند و حسابی گاز تولید می کنند. بقیه غذاهای گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه ای، کلم سنگ، کلم پیچ، شیر، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.


چه کارهای دیگری باعث تولید گاز می شود؟
بلعیدن تند غذا و آب (درمان: جویدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جویدن، سیگار، لیسک و آب نبات، نوشابه های گازدار، صعود در هواپیما (بخاطر افت فشار) و عصبی بودن.


آیا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟
در این مورد نظرات متفاوت است. قدیمی ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلادیوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومی، گوزیدن در جشنهای دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهای امروزی می گویند که خودداری ضرری ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضی دکترها هم اعتقاد دارند که خودداری مداوم در دراز مدت باعث گشادی و ورم مزمن دیواره روده می شود.


تا چه مدت می شود گوز نداد؟
گوز به محض اینکه فرصت پیدا کند و ماهیچه تان را شل کنید فرار می کند. حتی اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنید، بعد از خواب رها می شود. باور ندارید یک شب در پروازهای بین قاره ای در هواپیما نخوابید و به دقت گوش کنید ببینید چه می شنوید.


آیا همه در خواب می گوزند؟
خیر! اکثر مردم از کودکی یاد می گیرند که در خواب دریچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همین خاطر هم صبحها بعد از بیداری می گوزند ولی اکثر کسانی که در طول روز خودداری می کنند، در خواب ناخودآگاه می گوزند. حتما متوجه شده اید که گاهی اوقات اگر خودتان را کنترل کنید گوز برطرف می شود. این موقتی است چون باد به قسمتهای داخلی روده مهاجرت می کند و جذب نمی شود بلکه بعدا با قدرت بیشتری هجوم می آورد.


بهترین راه برای رد گم کردن گوز چیست؟
یک شرکت آمریکایی به نام fartypants هست که گوزقنداق می فروشد: چیزی شبیه به نوار بهداشتی که در داخل شلوار قرار می گیرد و بوی چس و کمی از صدای آن را به خود جذب می کند. ولی اگر از این چیزها ندارید، از روشهای سنتی استفاده کنید. مثلا اگر در جمع هستید خیلی طبیعی رفتار کنید، انگار نه انگار چیزی شده و اگر صدایش بلند بود با سرعت برگردید و با تعجب به نفر بغل دستی یا پشت سری خودتان نگاه کنید.


آیا واقعا گوز با کبریت شعله ور می شود؟
بله! باور ندارید امتحان کنید. فقط مواظب باشید که کار خطرناکی است. بنا به آمار، یک چهارم کسانی که این کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس می زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چیزهای دیگر دور و بر هم هست. همانطور که قبلا ذکر شد، گوز حاوی گازهای متان و هیدروژن است که هر دو گاز شدیدا اشتعال پذیر هستند. رنگ شعله حاصله آبی (متان) یا زرد (هیدروژن) است.


آیا تا بحال کسی از راه گوزیدن امرار معاش کرده است؟
بله! معروفترین گوزوی جهان یک فرانسوی است بنام لوپتومین که در اوایل قرن 20 نمایش اجرا می کرد. این آقای هنرمند می توانست با مقعد آب هورت بکشد. در نمایشها لوپتومین در یک ظرف آب می نشست و تمام آبها را از مقعد بالا می کشید و بعد مثل شلنگ آتش نشانی با قدرت بیرون می پاشید. کار دیگرش این بود که هوا را از مقعد به درون می کشید و بعد به صورت موزیکال بیرون می داد و یا صدای پرنده ها و حیوانات دیگر را در می آورد.


چند نکته دیگر
بوی چس حیوانات گوشتخوار مثل سگ و گربه خیلی بد است
سگها از بوی چس آدم خوششان می آید و برای همین دنبال سر آدمهایی که چسیده اند راه می افتند تا لذت ببرند
قهرمان گوز در میان حیوانات موریانه است (بخاطر رژیم چوب) و به گفته دانشمندان به خاطر بالا بودن تعداد این حشرات، گوز موریانه ها یکی از عوامل تاثیرگذار بر گرم شدن جو زمین است
گاز متان حاصل ازگوز و آروغ گاوها و گوسفندان (و سایر نشخوارکنندگان) هم از عوامل گرمازا و آلوده کننده جو زمین است. برای همین دانشمندان ژنتیک نیوزیلند مشغول یافتن راهی برای تولید گاو و گوسفندهایی هستند که متان تولید نکنند. گوز نشخوار کنندگان بی بو است ولی نسبت به انسان بسیار پر صداتر و طولانی تر است
اگر در یک محیط کوچک و سربسته (مثل آسانسور یا زیر لحاف) زیاد بچسید، ممکن است دچار سرگیجه شوید (بخاطر کمبود اکسیژن و بالا بودن میزان گازهایی مثل متان و دی اکسید کربن) ولی مطمئن باشید خفه نخواهید شد.

http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif

طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: مطالب طنز، گوز،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 مرداد 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
طنز - از دل پیچه تا دلهره
پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند. علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود. اما مهم اینجاست که یک  پزشک عمومی با ذوق اهل شهرکرد هر از چندگاهی خاطراتش را از این ماجراها مینویسد جالبههههههههههههههه
 
* گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت: آقای دکتر! گلوش چرک داره؟ گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه. گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه
 
 
* به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ با یه صدای گرفته گفت: هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره!!
 
 
* به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم: اسهال هم دارین؟ گفت: حالتشو دارم اما نمیاد!!
 
 
* یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود. به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: دلهره دارم. مادرش زد زیر خنده و بعد گفت: مامان! دل پیچه نه دلهره! پرسیدم: چیز ناجوری نخوردین؟ مادرش گفت: چرا «چیسپ» خورده و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه: مامان چیپس نه چیسپ!
 
 
* به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم: قبلا هم سابقه داشتین؟ گفت: مثلا چه سابقه ای؟ بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین؟ گفت: مثلا چه داروئی؟ نسخه شو که نوشتم گفتم: دیگه هیچ ناراحتی نداشتین؟ گفت: مثلا چه ناراحتی؟
 
 
* به خانمه گفتم:اشتهاتون خوبه؟ گفت: هروقت بتونم غذا بخورم میتونم بخورم!
 
 
* پیرمرده گفت: همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم. گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه؟ گفت: نه آرنج دست چپم «خیلی» درد میکنه 
 
* خانمه اومد و گفت: برام یه آزمایش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟ گفت: نمیدونم. چندوقت بود که هر دو دستم درد میکرد. چند هفته پیش از این دستم آزمایش خون گرفتم بعد دردش افتاد حالا میخوام بگم از این دستم هم خون بگیرن ببینم دردش می افته؟!
 
 
* به خانمه گفتم: باید یه آزمایش بدین. گفت: نمیدم! گفتم: چرا؟ گفت: میترسم بفهمم یه مرض ناجوری دارم!
 
 
* برای آبسه دندون برای مریض کپسول نوشتم بعد گفت: چند روزه گلوم هم درد میکنه. گفتم: خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر میشه. گفت: اون کپسولو که برای دندونم نوشتین چکار به گلو داره؟!
 
 
* خانمه میگفت: توی آزمایشگاه درمونگاه آزمایش دادم گفتند عفونت داری اما بیرون آزمایش دادم گفتند سالمه! آزمایشهاشو نگاه کردم دیدم توی درمونگاه آزمایش ادرار داده و بیرون آزمایش خون 
* خانمه میگفت: فکر کنم باز گلوی بچه ام چرک کرده. گفتم: از کجا فهمیدین؟ گفت: آخه از دیروز داره دهنش بوی کپسول میده!
 
 
* خانمه میگفت: بچه ام چند روزه یبوست داره براش شیاف هم گذاشتم خوب نشد. گفتم: چه شیافی براش گذاشتین؟ گفت: استامینوفن!
 
 
* مریضهای درمانگاه تمام شدن و از مطب میام بیرون یه هوائی بخورم. مسئول پذیرش که اهل همونجاست داره با یکی از اهالی روستا صحبت میکنه و ازش میپرسه: داروهائی که دکتر دومی براتون نوشت با دکتر  اولی فرق داشت؟ روستائی محترم میگه: خوب معلومه٬ مگه کود حیوونهای مختلف با هم فرق نمیکنه؟ خوب داروهای دکترها هم با هم فرق میکنه!!
 
* یه پسر جوون با فشار خون پائین اومده بود. گفتم: میتونین بمونین سرم بزنین؟ گفت: نه. گفتم: آمپول میزنین؟ گفت: نه. خانم جوونی که باهاش بود گفت: آقای دکتر لطفا یه شربت ماستی (آلومینیم ام جی اس) براش بنویسین گفتم: چرا؟ گفت: آخه میگن چیزهای شیرین فشار خونو بالا میبرن!
 
 
* روز شنبه این هفته یه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند. گفتم: چند روزه که مریضه؟ پدره گفت: دو روزه مادرش گفت: نه سه روزه پدره با عصبانیت به مادرش گفت: آخه جمعه که تعطیله!!
 
 
* مرده با کمردرد اومده بود، وقتی میخواستم نسخه بنویسم گفت: آقای دکتر! بی زحمت هرچی میخواین بنویسین فقط پماد ننویسین! گفتم: چرا؟ گفت: آخه همه خونواده مون رفته اند مسافرت هیچکسی نیست که برام پماد بماله!
 
* به خانمه گفتم: کجای سرتون درد میکنه؟ دستشو گذاشت روی سرش و گفت: همین جا درست توی لگن سرم.



طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: طنز، طنز دکتر، طنز - از دل پیچه تا دلهره،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 مرداد 1390 توسط shohreh | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6  

موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت