تبلیغات
Mooshoolina - مطالب مطالب قاطی پاتی

Mooshoolina

تکه کلام های راننده تاکسی ها وقتی میخوان سرتون کلاه بزارن

شده تاحالا سوار تاکسی بشین و مسیر رو درست بلد نباشین. بعد راننده تاکسی این موضوع رو بفهمه و سرتون کلاه بذاره. برای خیلی ها پیش اومده. در ادامه بعضی از تکه کلام ها رو براتون لیست کردیم؛

۱/ اینجا طرح ترافیکی هست من نمی تونم از این جلوتر برم
۲/ برای رسیدن به مقصد شما دو تا مسیر هست. یکی نزدیک تر و کم ترافیک تر. یکی دورتر و پرترافیک. فقط مسیر نزدیک یکم پیاده روی دارید.
۳/ بنزین آزاد می خرم، مجبورم کرایه رو گرون تر بگیرم.
۴/ مقصد شما اون ور شهره، کرایه ماکزیمم باید بدین
۵/ این کرایه بدون کولر هست باید پول بیشتری بابت کولر بدین
۶/ من از میان بر اوردمتون کرایه رو یکم بیشتر بدین.
۷/ من ده ساله دارم تو این مسیر مسافر کشی می کنم، کرایه اش اینی که من می گم
۸/ هیچ کی غیر از من شما رو سوار نمی کرد
۹/ همین دیروز نیم میلیون خرج ماشین کردم
۱۰/ ما همیشه هوای مسافرامون رو داشتیم
۱۱/ آقا ببخشید یادم اومد باید جایی می رفتم، میشه همین جا پیاده بشین
۱۲/ مسافرکشا الحق بی انصافن
۱۳/ مسافری؟ از کجا می یای؟
۱۴/ شما باید آدرس دقیق می دادی، به کل این منطقه می گن
۱۵/ من تا اینجا رو بلدم، بقیه رو شما بگید کجا برم.
۱۶/ مبلغی که بهتون دادم، هیچ کی با این مبلغ این مسیر رو نمی برت تون

حالا اگه یه موقع راننده تاکسی یکی از این حرف ها رو بهتون زد، حواس تون باشه ممکنه سرتون کلاه بذاره. حتماً دقت کنید



طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 خرداد 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
چهل قانون عجیب در دنیا

1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فنرستاده می شوند.

3. داشت سکس با حیوانات برای مردان لبنانی در صورتی مجاز است که حیوان مورد نظر ماده باشد. در صورتیکه فردی در حال سکس با حیوان نر دستگیر شود مجازاتش مرگ است.

 

4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7. در تایلند همه سینما رو ها مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از
خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.

17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.

18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.

19. در 24 ایالت آمریکا صغف حنسی عامل اصلی طلاق است.

20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.

21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن متعلق به ملکه.

22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.

23. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.

24. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.

25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.

26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.

28. در منطقه کنورسویل ویسکانسین آمریکا، مردان در هنگام اوج لذت شهوانی (ارگاسم) همسرانشان حق تیراندازی ندارند.

29. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

30. در اندونزی مجازات استمنا, مرگ است.

31. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.

32. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.

33. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.

34. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.

35. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.

36. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

37. در منطقه هستینگ نبراسکا, قانون می گوید هتلداران باید پیراهن سفید تمیز برای خواب به هر یک از مهمانان بدهند. هیچ زوجی هم حق ندارد تا قبل پوشیدن این لباس ها سکس داشته باشد.

38. در بحرین پزشکان حق ندارند در هننگام معاینه به آلت تناسلی زنان مستقیم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصویر آنرا در اینه ببینند.

39. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

40. در منطقه ترمونتون یوتا در آمریکا, زنان حق سکس با مردان در آمبولانس را ندارند و در صورت انجام این کار گناهکار شناخته شده و نامشان در روزنامه محلی درج خواهد شد.



طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
بعضی ها

بعضی آدمها صدایشان خوب است. بعضی آدمها کتاب هایشان خوب است. بعضی ها وبلاگشان خوب
است. بعضی ها چت کردن های نیمه شبی شان خوب است. بعضی ها شعر خواندنشان خوب است. بعضی ها « فیلم دیدن با آنها » خوب است . بعضی ها « گوش دادنشان به غرغر هایت » خوب است. بعضی ها « گوش دادنت به غرغرهایشان » خوب است. بعضی ها « چای خوردن با آنها» خوب است. بعضی ها « بازی کردن با موهای آدم » شان خوب است. بعضی ها « سیگار کشیدن با آنها » خوب است. بعضی ها « نگاه کردن به دست هایشان وقتی تایپ می کنند » خوب است. بعضی ها « اسکل کردن اون آقاهه که تو کافی شاپ منو رو میاره با آنها » خوب است. بعضی ها آشپزی شان خوب است. بعضی ها « آشپزی کردن برایشان » خوب است.بعضی ها « جیغ کشیدن با آنها در قله کوه » خوب است. بعضی ها « غش و ضعف کردن برای چال های گونه ات » شان خوب است. بعضی ها « دیدن آدم در ربدو شامبر لیمویی » شان خوب است. بعضی ها « زیر چانه شان را ببوسی» خوب است. بعضی ها مردن شان خوب است. بعضی ها « بمیری برایشان » خوب است.

 

 

بعضی ها چپ میرند راست میرند داد می زنند .اب می خوان داد میزنند. غذا می خوان داد می زنند
برق خاموشه داد میزنند. برق روشنه داد میزنند. دیرشون شده داد میزنند. دیرمون شده داد میزنند. بعضی ها تو خونه فقط داد میزنند. بعضی ها محل کار بعضی ها سر خانواده داد میزنند. بعضی ها سر دیگران داد میزنند وعده زیادی فرقی براشون نداره کجا هستند هر جا باشن داد میزنند.پولدارا سر فقرا داد میزنند عده زیادی سرکارگر داد میزنند بعضی ها دنبال ادمای ضعیف هستند تا سرشون داد بزنند عده ای فقط سر افغانی ها داد میزنند . عده ای پشت ترافیک دا دمیزنند .عده ای وقتی خیلی خوشحالند داد میزنند عده ای هم برای مرده ها داد میزنند بعضی ها با دنیا لجند وسر هر حکومتی داد میزنند بعضی ها توی بلند گو داد میزنند بعضی ها خودشون بلند گو هستند بعضی ها داد وبیداد میزنند بعضی ها برای گرفتن حق وحقوقشان داد میزنند بعضی ها سر خواهر برادرشون داد میزنند بعضی سر پدر ومادرشون داد میزنند معلم ها سرکلاس داد میزنند. بچه ها بعداز کلاس داد میزنند بعضی ها جلوی خود ادم داد میزنند بعضی پشت سر ادم داد میزنند بعضی ها خوب سرشوهرشون داد میزنند بعضی ها از بس خاطر زنشون میخوان داد میزنند
 
 
 
 
بعضی از آدم ها جلد زركوب دارند. بعضی جلد سخت و ضخیم و بعضی جلد نازك. بعضی سیمی و فنری هستند. بعضی اصلا جلد ندارند.
بعضی از آدم ها با كاغذ كاهی چاپ می شوند و بعضی با كاغذ خارجی.
بعضی از آدم ها ترجمه شده اند.
بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدم ها فتوكپی یا رونوشت آدم های دیگرند.
بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی آدم ها صفحات رنگی دارند.
بعضی از آدم ها عنوان و تیتر دارند. فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند: حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند. بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.
بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت, بعضی از آدم ها را می توان در كیف مدرسه جا گذاشت.
بعضی از آدم ها نمایش نامه اند و در چند پرده نوشته می شوند. بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی و معما دارند و بعضی از آدم ها فقط معلومات عمومی هستند.
بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند. بعضی از آدم ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط های زیادی!
از روی بعضی از آدم ها باید مشق نوشت و از روی بعضی آدم ها باید جریمه نوشت. با بعضی از آدم ها هیچ تكلیف ما روشن نیست.
بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آن ها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را باید نخوانده دور انداخت.
بعضی از آدم ها قصه هایی هستند كه مخصوص نوجوانان نوشته می شوند و بعضی مخصوص بزرگسالان.
بعصی از آدم هایی كه مخصوص نوجوانان نوشته می شوند خیلی كودكانه و سطحی هستند. این جور آدم ها وقتی با بچه ها حرف می زنند, هی دهانشان را غنچه می كنند, هی زور می زنند و كلمات را كج و كوله می كنند. آن ها به جای این كه مثل “بچه آدم” حرف بزنند, بچگانه حرف می زنند و ادای بچه ها را در می آورند

 
 
 


طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 خرداد 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
سیزده جمله كلیدی پزشكان

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:
یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!

خوب بگید ببینم مشکلتون از کی شروع شد:
یعنی من از بیماریتون چیزی نفهمیدم و ایده‌ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!

یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:
یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:
یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!

من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایشهاتون را اونجا انجام بدین:
یعنی من 40 درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می‌گیرم!

دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:
یعنی من دارم یه مقاله علمی مینویسم و میخواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!

اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:
یعنی من نمی دونم بیماریتون چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:
یعنی من نفهمیدم بیماریتون چیه. شاید بچه‌های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!
جوک
ابن بیماری الان خیلی شایعه:
یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و درمورد این بیماری مطالعه کنم!

اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:
یعنی تا حالا مریضی به این سمجی نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمیام!

فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده‌ای داشته باشه:
یعنی من از فیزیوتراپیستها نفرت دارم نرخ‌های ما رو شکستن!

ممکنه یک کمی دردتون بیاد:
یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمی‌کنید این همه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه:
یعنی من فکر می کنم شما دیوونه هستین و امیدوارم یک روانشناس پیدا کنم که هزینه‌های درمانتون رو باهاش قسمت کنم!



طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
چند پیشنهاد برای عزیزانی که مایلند مردی شان را ثابت کنند

امروز چند پیشنهاد برای عزیزانی که مایلند مردی شان را ثابت کنند ، ارائه میگردد :
به هیچ کس سلام ندهید . اگر سلام تان کردند ، سرکی تکان بدهید .
ابدا عذرخواهی نکنید . چه حق با شما باشد و چه با دیگران .
(اصلا چه کسی گفته که دیگران هم حق دارند؟) .
با صدای بلند آروق بزنید . البته اگر سر سفره غذا باشد که نور علی نور میشود .
آب دهان و بینی تان را با فشار هر چه تمام تر در معابر عمومی خالی کنید .
وقتی کسی نظرش را درباره موضوعی اعلام کرد ، حتی اگه چیزی درباره موضوع و یا دیدگاه نظر دهنده ، نفهمیدین ، نگاه عاقل اندر سفیهی بهش بندازین .
از تمام 114 آیه قران و هزاران حدیث و روایت ، فقط دو تاش رو حفظ و مدام تکرار کنین .
(اولیش : مرد حق داره چهار تا زن بگیره) .
(دومیش : زنان دامهای شیطانند) .
هر وقت که فرصت کردین ، چشمهاتون رو با هرزه گردی ، صفایی بدین .
البته اگه کسی خواست به چشماش با نگاه به نوامیس شما ، صفایی بده ، هم صاحب چشم و هم ناموس خودتون رو بکشین (کشتن آنها با چاقوی ضامن دار ، ایراد شرعی ندارد) .
هر وقت هوس سفر مجردی کردین ، ناموس گرامی تون رو توی چمدان گذاشته و چمدان رو بعد از قفل کردن در کمد دیواری قرار داده ، و به همراه دوستان عزیزتان ، به سفر بروید .
هر وقت که دلتان خواست ، صدای گوش نوازتان را بلند کرده و بر سر همسر محترمه تان عربده بکشید .
(این عمل باعث صاف شدن صدای شما و باز شدن گوشهای همسرتان میشود) .
برای شکنجه روحی – جسمی ، همسرتان را وادار کنید تا فقط یک بار مطالب زگیل خان را بخواند .
(بیشتر از دو مرتبه خواندن فقط برای آقایونی پیشنهاد میشه که مایلند ، همسرشون رو در دارالمجانین ، حبس دائم کنن) .



طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
چرا نگرانی؟

فقط 2چیز وجود دارد كه نگرانش باشی :اینكه سالم هستی یا مریض شده ای. اگر سالم هستی ،دیگر چیزی نمانده كه نگرانش باشی.اما اگر مریض هستی فقط 2چیز وجود دارد كه نگرانش باشی:اینكه بالاخره خوب می شوی یا می میری.اگر خوب شدی كه دیگر چیزی برای نگرانی باقی نمانده.اما اگر بمیری، 2چیز وجود دارد كه نگرانش باشی:اینكه به بهشت بروی یا به جهنم.اگر به بهشت می روی چیزی برای نگرانی وجود ندارد،ولی اگر به جهنم بروی انقدرمشغول احوال پرسی با دوستان قدیمی خواهی بود كه وقتی برای نگرانی نداری.

! پس چرا نگرانی



طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
کلید گم گشته و در وا نمی شه !
فرانسه
در این کشور درها معمولا قفل نیستند، بنابراین دستگیره در را می چرخانند و در را باز می کنند. بعداً ماموران یک کلید یدکی درست می کنند یا قفل را عوض می کنند.
آمریکا
بلافاصله F.B.I تعداد 194 نفر از مظنونین القاعده را دستگیر و تعدادی از ایرانیان را اخراح می کند و در بازوجویی اعضای القاعده تعدادی بمب و موشک و نارنجک و تانک نفربر و موشک ضد موشک در خانههای آنها پیدا می کنند، اما کلیدی پیدا نمی شود.
آلمان
حتما یک کلید یدکی در جیب هلموت کهل است، آن را از او می گیرند.
بلژیک
ابتدا مسئول مربوطه به ماموران نامه می نویسد و این خبر را می دهد، بعد موضوع طی نامهای به وزارت کشور و وزارت امور خارجه خبر داده می شود، بعد نامههایی برای پارلمان اروپا نوشته می شود. بعد از نه ماه نامه نگاری کلید خودش پیدا می شود.
انگلستان
در انگلستان هیچ وقت هیچ کلیدی گم نمی شود، مگر اینکه از دهها سال قبل در مورد آن تصمیم گرفته شده باشد.
کلمبیا
رئیس جمهور از قاچاقچیان می خواهد کلید را پس بدهند، آنها هم از او می خواهند قول بدهد دیگر درها را قفل نکنند.
واتیکان
پاپ از خداوند می خواهد جای کلید را نشان بدهد، بعد هم یک کلید ساز می آورند و در را باز می کنند.
ایتالیا
گم شدن در این کشور طبیعی است، بنابراین در را می شکنند و خسارت آنرا به برلوسکونی می دهند.
افغانستان
با یک توپ 106 در را از جا می کنند و در این ماجرا تعدادی از نیروهای آمریکایی و القاعده هم به قتل می رسند.
عراق
چند ساعت منتظر می مانند تا عملیات استشهادی انجام شود، در جران عملیات در هم باز می شود و می بینند صدام آنجا نیست.
سوئیس
برای انتخاب بین باز کردن در یا باز نکردن آن رفراندوم برگزار می کنند.
روسیه
یکی از دزدهایی که وزیر شده است، با یک سنجاق در را باز می کند.

طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
یک مرد در اولین ملاقات با یک خانم باید در مورد چه موضوعاتی با او صحبت کند؟

اکثر آقایون تصور می کنند که وقتی با یک خانم ملاقات می کنند باید گفتگوی منصفانه ای داشته باشند. اما من فکر می کنم که اکثر مردها چیزی در مورد گفتگوی منصفانه نمی دانند. آنها حتی نمی توانند تشخیص دهند که چه موقع نوبت آنهاست که صحبت کنند.
من اعتراف می کنم که یاد گرفتن این کار حداقل برای خودم خیلی دشوار بود.
اما چیزی که یاد گرفتم این بود: زمانی که شما برای اولین بار با خانمی ملاقات می کنید نباید در مورد چیزی صحبت کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که شماره اش یا ایمیلش را بگیرید!
موفقیت شما در مورد خانمی که شماره و یا راه ارتباطی با او دارید حتمی است. پس به خاطر خدا هم که شده قبول کنید که تنها کاری که در اولین ملاقات باید انجام دهید این است که شماره تلفن و یا e-mail او را بگیرید.
بله، به همین سادگی!

شما می توانید این کار را فقط در چند دقیقه انجام دهید، البته اگر بدانید چطور و چگونه.

گفتگوهای طولانی مدت شرط لازم گرفتن شماره تماس و یا قرار های ملاقات در آینده نیست.

شما قبلا گفته بودید که آقایون باید با سایر مردهایی که در ارتباط خود با خانم ها موفق هستند ارتباط برقرار کرده و راه و رسم همسر داری را از آنها یاد بگیرند. یک مرد چگونه می تواند این کار را انجام دهید؟


به نظر من بد نیست که هر چند وقت یکبار به مکان های تفریحی پر رفت و آمد بروید و رفتار افراد را زیر نظر بگیرید. واضح تر بگویم بهتر است که به خانم های زیبایی که با همسرانشان به تفریح آمده اند نگاهی بیندازید تا ببینید که آقایون چگونه برخوردی را از خود در مقابل آنها نشان می دهند.
خیلی خوب است که با رفتار سایر مردها با زن ها آشنا شوید. با این کار پی به نکات زیر می برید:
زبان غیر کلامی (حرکات بدن) را که باعث جذب خانم ها می شود را بهتر یاد می گیرید.
شما ژست های آقا و طرز صحبت کردن او را می بینید و همچنین شاهد عکس العمل خانم نیز هستید.
همچنین می توانید با مردهایی که رفتار خوبی با خانم ها دارند، ملاقات کنید و پس از مدتی با آنها دوست شوید. کار آسانی است. فقط کافی است که بگویید "تو واقعا فوق العاده ای، بذار برات یه نوشیدنی بخرم، یک چیزهایی هست که باید ازت یاد بگیرم" یک لیوان نوشیدنی برای ایجاد هوش و ذکاوت کار پرخرجی نیست.

یک مرد چگونه می تواند در زمان گفتگو با یک خانم "منجمد" نشود؟

در این قسمت من به آقایون پیشنهاد می کنم که از قبل حرف هایی را آماده کرده و در ذهن خود داشته باشند. می توانم به شما چند پیشنهاد کلی بدهم....
"تو منو دوست داری"
"من فکر می کنم رابطمون به جایی نمی رسه"
"زیاد به خودت مغرور نشو، باشه؟"
این 3 مورد می تواند برای همیشه شما را به سمت جلو هدایت کنند.
نکته جالبی که در هر 3 نکته بالا وجود دارد این است که شما تقریبا در هر موقعیتی می توانید از آنها استفاده کنید.
مثلا فرض کنید که شما دختری را اذیت می کنید و او هم می خندد و به شما ضربه میزند. شما خیلی جدی به او نگاه کنید و بگویید " تو دوستم داری"
خیلی عالیه. شما به سادگی می توانید از تمام "معیار" هایی که در بالا ذکر شده، استفاده کنید.
نکته این جاست که در هر موقعیتی باید 2-3 پاسخ آماده داشته باشید. 3 مورد بالا را آنقدر تمرین کنید تا بتوانید به راحتی از آن استفاده کنید. اگر بر روی موضوعات مختلف تمرکز کنید به راحتی می توانید به موارد جدیدی نیز دست پیدا کنید.
به خاطر داشته باشید: همیشه نباید حرف های قشنگ تحویل خانم ها بدهید. پیش از هر چیز باید شماره تماس و یا mail خود را به او بدهید. اصلا نگران بامزه بودن نباشید، فقط به این فکر کنید که باید وارد مراحل بعدی بشوید

طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 فروردین 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
مجرد های عاشق بخوانند

ازدواج ، یکی از موضوع‌های اساسی زندگی هر فرد است و در این میان، افرادی که با تدبیری مناسب به ‌این سنت الهی عمل می‌کنند ‌، شاهد پیامدهای بسیار مثبتی در زندگی خواهند بود و آرامشی عمیق در زندگی‌شان جاری می‌گردد. اما متأسفانه باید بگوییم که براساس آمار و ارقام رسمی کشورمان در سال۱۳۸۶ ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعه‌ی ما اتفاق افتاده ‌که هر شنونده‌ای را بی‌درنگ به تأمل در این‌خصوص ، وا‌می‌دارد. آیا این افراد، قبل از ازدواج فکر می‌کردند روزی با دنیایی از اندوه ، می‌بایست از هم جدا شوند؟

‌با بررسی بسیار ساده و گذرا در زندگی بسیاری از زوج‌های جوان که به‌ظاهر روزی عاشق یکدیگر بودند و اینک از هم نفرت دارند ، در‌می‌یابیم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان ، تعبیر کرده و بر‌اساس این اشتباه ، تصویر رنگی و زیبایی از طرف مقابل در ذهن‌شان ترسیم و زندگی مشترک خود را بدون هیچ پشتوانه‌ی منطقی و عقلی آغاز نموده‌اند.

در این مقاله سعی می‌شود برخی از مشکل‌های عشق‌های زودگذر و سطحی بیان شود تا دست‌کم افرادی که گرفتار چنین عشق‌هایی شده‌اند ، با بررسی این نکته‌ها ، نگاه عمیق‌تر و عاقلانه‌تری به موضوع ازدواج داشته باشند:

چهره‌های تکراری:
‌یکی از جذابیت‌هایی که در عشق‌های زودگذر وجود دارد ، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شیفته‌ی زیبایی ظاهرهم ‌می‌شوند و با گفتن کلمه‌های عاطفی و عاشقانه ، تظاهر به علاقه‌مندی به خصلت‌های ارزشی یکدیگر می‌کنند اما بعد از گذشت مدتی از ازدواج ، با فروکش کردن هیجان‌های کاذب‌‌ از درون ، به سراغ ارزش‌های فرد مقابل می‌روند چرا‌که در این زمان ، چهر‌ه‌ی او دیگر عادی و شاید هم تکراری شده است و اکنون ویژگی‌های درونی و معنوی همسر برای‌شان مهم و جدی گشته و در صورتی‌که با نظام ارزشیِ مورد قبول آنان سازگار نباشد ،‌ شروع به بهانه‌گیری و پرخاشگری می‌کنند و زندگی را تبدیل به جهنمی سوزان و پراضطراب می‌نمایند.

‌سوء‌ظن‌های مکرر:
از آسیب‌های بسیار جدی عشق‌های زودگذری که منجر به ازدواج می‌شود ‌، سوء‌ظن‌های مکرر در زندگی زناشویی ‌می‌باشد. افرادی که به‌راحتی با یک لبخند و یا با یک گفت‌وگوی ساده در یک میهمانی و بدون هیچ پشتوانه‌ی منطقی ، دل به هم می‌سپارند ،‌ پس از زمانی اندک بعد از ازدواج ، دچار تردید می‌شوند که چنین فردی‌که به این راحتی با من بنای دوستی و محبت را گذاشت ، ممکن است با فرد دیگری هم چنین بوده باشد و یا در آینده‌ای نزدیک ، چنین رابطه‌ای را با دیگری داشته باشد. بنابراین ، مدام دچار تردید و بدبینی نسبت به همسر شده و همیشه به دیده‌ی یک متهم به او ‌می‌نگرد و همین سوء‌ظن‌های مکرر ، زندگی را آشفته و دچار بحران می‌کند. هر چه‌قدر یک خانم در ارتباط‌ها و محاوراتش با مردان غریبه ، راحت‌تر باشد ، به همان میزان ، ارزش و قیمتش ‌نزد آنان پایین‌تر می‌آید و فقط زیبایی‌های ظاهری آن زن برای آنان جلب توجه می‌کند و جوهر وجودی و ارزشی آن زن ، مورد بی‌مهری قرار‌می‌گیرد.

‌عدم پشتوانه‌ی خانواده‌:
یکی از معضل‌های بیش‌تر زوج‌هایی که با عشق‌های خیابانی ، زندگی مشترک‌ خود را آغاز می‌کنند ‌، عدم حمایت خانواده‌های‌شان می‌باشد. پدر و مادر که سال‌ها فرزندان را در چتر حمایتی خود قرارداده‌اند و آرزوی یک زندگی خوب را برای فرزندان‌شان داشته‌اند ، ناگهان ‌‌با انتخابی از طرف فرزندشان مواجه می‌شوند که شاید به هیچ‌وجه تناسبی با خانواده‌ی آنان نداشته باشد. بنابراین ، تنها با اصرار و پا‌فشاری فرزندشان ، تن به رضایت به ‌این ازدواج می‌دهند و گاهی هم هیچ‌و‌قت چنین ازدواجی را حتی به‌ظاهر ، تأیید نمی‌کنند.

چنین زوج‌هایی که مورد حمایت مادی و معنوی خانواده قرار‌نمی‌گیرند ‌، به‌طور معمول ، بعد از زمان کوتاهی از زندگی مشترک ، دچار طوفان‌های شدیدی در عرصه‌ی زندگی می‌شوند و چون تکیه‌گاه محکمی ندارند ، گاهی بادبان‌های کشتی زندگی‌شان در این بحران‌ها می‌شکند و بازسازی این بادبان شکسته ، شاید بسیار سخت و گاهی هم غیر‌ممکن باشد.

‌کاهش احساس‌های عاشقانه:
زوج‌هایی که با عشقی کاذب و بدون منطق ، زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند ، به دلیل طغیان بی‌اساس احساس‌‌های‌‌شان در ابراز علاقه در ابتدای آشنایی ، پس از ازدواج ، به‌طور طبیعی این معاشقه و فوران احساس‌ها، رو به تنزل می‌رود و این در حالی‌ست که انتظارها و توقع‌های گذشته هم‌چنان باقی‌ست و در این شرایط ، طرفین احساس‌های خود را با قبل از ازدواج مقایسه کرده و دچار تناقض می‌شوند و چنین برداشت می‌کنند که طرف مقابل ، تمام آن‌چه را که در گذشته بیان داشته ، دروغ گفته است. در زندگی منطقی، این نکته قابل توجه است که زوجین هر روز نسبت به یکدیگر عاشق‌تر می‌شوند و حرارت احساس‌ها و عواطف‌شان نسبت به هم بیش‌تر و عاشقانه‌تر می‌شود ‌، در صورتی‌که در زندگی غیر‌منطقی ، زندگی روز‌به‌روز غیر‌قابل‌ تحمل‌تر می‌شود و زن و شوهر از یکدیگر دورتر می‌شوند.

‌به‌راحتی دل داده و به راحتی دل از دست می‌دهند:
ازدواج‌های بی‌منطقی که بر پایه‌ی تدبیر بنا نشده و زوجین به‌راحتی به یکدیگر دل می‌سپارند و مسیر مشترک یک زندگی را آغاز می‌کنند ، بعد از گذشت مدتی ، دچار بحران‌های شدید عاطفی ، روحی و خانوادگی می‌شوند. آنان تازه به سراغ ارزش‌ها می‌روند و متوجه می‌شوند اصول مهمی در زندگی هست که می‌بایست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آن‌هاست. این‌گونه افراد به‌طور معمول بدون هیچ منطقی ، ساز جدایی را سر می‌دهند و به‌راحتی دم از طلاق‌ می‌زنند. آنان که در فاصله‌ای نه چندان دور، به‌راحتی دل به محبوب‌شان دادند ، اینک نیز به‌ همان راحتی از او می‌گذرند و عشق خویش را در جایی دیگر جست‌وجو و به‌سادگی ، یک زندگی مشترک را نابود می‌کن .

 



طبقه بندی: مطالب قاطی پاتی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 فروردین 1388 توسط Nima .h | نظرات ()
موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت