تبلیغات
Mooshoolina - مطالب ابر مطالب طنز

Mooshoolina

می تونم به خانومتون نگاه کنم؟
می تونم به خانومتون نگاه کنم؟

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زدمردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... گه می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه دادخیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتممرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد


طبقه بندی: داستان طنز، 
برچسب ها: مطالب طنز، می تونم به خانومتون نگاه کنم؟،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 11 شهریور 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
گوز
منبع گوز – هوای بلعیده شده هنگام خوردن و نوشیدن
گاز جذب شده از خون توسط دیواره روده
- گاز حاصل ازواکنشهای شیمیایی روده و
- گاز تولیدی در اثر فعالیتهای باکتریهای روده



ساختار گوز
ساختار دقیق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبنای غذای فرد متفاوت است. قسمت اعظم هوای بلعیده شده اکسیژن است که قبل از رسیدن به روده جذب بدن می شود و فقط نیتروژن باقی می ماند. بقیه هم شامل دی اکسید کربن، هیدروژن و متان است. هر چه باد بیشتر در روده نگه داشته شود، میزان نیتروژن آن بیشتر می شود چون بقیه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبی و عجول اکسیژن بیشتری در روده دارند و گوزوتر هستن



بوی گوز


بوی حاصل از گوز بیشتر به خاطر ترکیبات گوگردی مثل سولفید هیدروژن است. غذاهایی چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند. لوبیا بطور اخص بوی شدید ندارد ولی حجم گاز را خیلی زیاد می کند.


صدای گوز
صدای گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگی به شتاب گاز و تنگی ماهیچه اسفنکتر مقعد دارد.


چرا چُس گرم و کم صدا است در حالیکه گوز پرصدا و کم بو است؟
گوز بیشتر حاصل بلعیدن هواست و حجیم است. برای همین هم صدای بیشتری دارد در حالیکه چس حاصل فعالیتهای باکتریهای روده است که گازهای گوگردی تولید می کنند و در اثر این واکنشها حرارت هم ایجاد می شود ولی این گازها کم حجم ترهستند و به همین دلیل کم صداترند.


یک فرد عادی در روز چقدر می گوزد؟
به طور متوسط، هر فرد روزانه نیم لیتر گوز تولید می کند و 14 مرتبه در روز می گوزد.


آیا ممکن است کسی اصلا نگوزد؟
خیر! همه می گوزند. حتی مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهای جمع شده در روده قبل از مرگ).


آیا مردها بیشتر از زنها می گوزند؟
خیر! تفاوت در میزان گوز بستگی به جنسیت ندارد و بیشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعیدن هوا و ژنتیک است. اما مردها آزادانهتر از زنها می گوزند و زنها در این مورد بخاطر قواعد اجتماعی بیشتر خودداری و مخفی کاری می کنند.


احتمال گوزیدن در چه وقت از روز بیشتر است؟
صبح اول وقت بعد از بیداری.


چرا حبوبات گاز تولید می کنند؟
حبوبات حاوی چند نوع قند هستند که برای انسان قابل هضم نیست و وقتی این قندها به روده می رسد، باکتریهای روده جشن می گیرند و حسابی گاز تولید می کنند. بقیه غذاهای گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه ای، کلم سنگ، کلم پیچ، شیر، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.


چه کارهای دیگری باعث تولید گاز می شود؟
بلعیدن تند غذا و آب (درمان: جویدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جویدن، سیگار، لیسک و آب نبات، نوشابه های گازدار، صعود در هواپیما (بخاطر افت فشار) و عصبی بودن.


آیا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟
در این مورد نظرات متفاوت است. قدیمی ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلادیوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومی، گوزیدن در جشنهای دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهای امروزی می گویند که خودداری ضرری ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضی دکترها هم اعتقاد دارند که خودداری مداوم در دراز مدت باعث گشادی و ورم مزمن دیواره روده می شود.


تا چه مدت می شود گوز نداد؟
گوز به محض اینکه فرصت پیدا کند و ماهیچه تان را شل کنید فرار می کند. حتی اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنید، بعد از خواب رها می شود. باور ندارید یک شب در پروازهای بین قاره ای در هواپیما نخوابید و به دقت گوش کنید ببینید چه می شنوید.


آیا همه در خواب می گوزند؟
خیر! اکثر مردم از کودکی یاد می گیرند که در خواب دریچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همین خاطر هم صبحها بعد از بیداری می گوزند ولی اکثر کسانی که در طول روز خودداری می کنند، در خواب ناخودآگاه می گوزند. حتما متوجه شده اید که گاهی اوقات اگر خودتان را کنترل کنید گوز برطرف می شود. این موقتی است چون باد به قسمتهای داخلی روده مهاجرت می کند و جذب نمی شود بلکه بعدا با قدرت بیشتری هجوم می آورد.


بهترین راه برای رد گم کردن گوز چیست؟
یک شرکت آمریکایی به نام fartypants هست که گوزقنداق می فروشد: چیزی شبیه به نوار بهداشتی که در داخل شلوار قرار می گیرد و بوی چس و کمی از صدای آن را به خود جذب می کند. ولی اگر از این چیزها ندارید، از روشهای سنتی استفاده کنید. مثلا اگر در جمع هستید خیلی طبیعی رفتار کنید، انگار نه انگار چیزی شده و اگر صدایش بلند بود با سرعت برگردید و با تعجب به نفر بغل دستی یا پشت سری خودتان نگاه کنید.


آیا واقعا گوز با کبریت شعله ور می شود؟
بله! باور ندارید امتحان کنید. فقط مواظب باشید که کار خطرناکی است. بنا به آمار، یک چهارم کسانی که این کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس می زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چیزهای دیگر دور و بر هم هست. همانطور که قبلا ذکر شد، گوز حاوی گازهای متان و هیدروژن است که هر دو گاز شدیدا اشتعال پذیر هستند. رنگ شعله حاصله آبی (متان) یا زرد (هیدروژن) است.


آیا تا بحال کسی از راه گوزیدن امرار معاش کرده است؟
بله! معروفترین گوزوی جهان یک فرانسوی است بنام لوپتومین که در اوایل قرن 20 نمایش اجرا می کرد. این آقای هنرمند می توانست با مقعد آب هورت بکشد. در نمایشها لوپتومین در یک ظرف آب می نشست و تمام آبها را از مقعد بالا می کشید و بعد مثل شلنگ آتش نشانی با قدرت بیرون می پاشید. کار دیگرش این بود که هوا را از مقعد به درون می کشید و بعد به صورت موزیکال بیرون می داد و یا صدای پرنده ها و حیوانات دیگر را در می آورد.


چند نکته دیگر
بوی چس حیوانات گوشتخوار مثل سگ و گربه خیلی بد است
سگها از بوی چس آدم خوششان می آید و برای همین دنبال سر آدمهایی که چسیده اند راه می افتند تا لذت ببرند
قهرمان گوز در میان حیوانات موریانه است (بخاطر رژیم چوب) و به گفته دانشمندان به خاطر بالا بودن تعداد این حشرات، گوز موریانه ها یکی از عوامل تاثیرگذار بر گرم شدن جو زمین است
گاز متان حاصل ازگوز و آروغ گاوها و گوسفندان (و سایر نشخوارکنندگان) هم از عوامل گرمازا و آلوده کننده جو زمین است. برای همین دانشمندان ژنتیک نیوزیلند مشغول یافتن راهی برای تولید گاو و گوسفندهایی هستند که متان تولید نکنند. گوز نشخوار کنندگان بی بو است ولی نسبت به انسان بسیار پر صداتر و طولانی تر است
اگر در یک محیط کوچک و سربسته (مثل آسانسور یا زیر لحاف) زیاد بچسید، ممکن است دچار سرگیجه شوید (بخاطر کمبود اکسیژن و بالا بودن میزان گازهایی مثل متان و دی اکسید کربن) ولی مطمئن باشید خفه نخواهید شد.

http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif http://www.faupload.com/upload/90/Mordad/6-10/icon-question-gif.gif

طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: مطالب طنز، گوز،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 مرداد 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
..::.. در کوچه پس کوچه های شهرمون - طنز ..::..
چیزی شبیه به مملکته داریم !!!!!!!!!!



مامورا ریختن تو ساختمون ال ان بی ماهواره ها رو جمع کردن! اینا که داشتن از
آسانسور میومدن بیرون نصاب داشت میرفت تو آسانسور ، کلا یه ربع ماهواره نداشتیم

احتمالا خود نصاب مامور خبر کرده بوده
***************************

دور دیش سیمان ریخته بودم... ماموره نمی تونست بکندش... به من گفت : چرا سیمان
ریختی؟؟... گفتم :باد نبردش... گفت:گچ بریزی هم کافیه...!!! خودمم گچ ریختم 6ماهه تکون نخورده

****************************

دوستم یه سال رفت نمایشگاه کتاب عاشق یکی شد اومد بهش شماره بده تو جمعیت گم شد.
حالا هر سال میره نمایشگاه بلکه پیداش کنه!

عشق واقعی هم داریما !!!
**********************

داداشم میگه یه گروهبان نگهبان تو پادگانش با (بی ام و ایکس ۳) میاد پادگان، ازش
میپرسه آخه تو چرا اومدی سربازی ؟ میگه بابام برام بی ام و ، خریدهبه شرط اینکه
بیام سربازی مردشم

احیانا باباش نمیخواد من هم مرد بشم؟ !!!

********************

تو خیابون دو نفر داشتن دعوا میکردن مردم دورشون جمع شدن اون دو نفری که داشتن دعوا
میکردن رفتن ، مردم 10 دقیقه اونجا وایستادن به امید اینکه دوباره برگردن دعوا کنن.

مردمم بیکارنا!!!


**********************

با ماشین اومدم طبقه اول پارکینگ، دیدم همسایمون آش نذری درست كرده، میگم

سلام آقای ...
چپ چپ نگاه میکنه میگه : هنوز درست نشده، حاضر شد زنگتون رو میزنم ! ا

مگه من نذری خواستم آخه؟؟؟؟

بعضی از کسایی که نذری میپزن همچین میرن تو حس که انگار ملت نونخورشونن

********************

با بدبختی زیاد تو گرما بری بالا کولر سرویس کنی بعد که اومدی پایین ببینی کولر
واحد پایینی رو سرویس کردی

*********************

خدا پدر «هاکوپیان» و «سوواری» و «ایرانسل» و «مبل اکسیر» و... رو بیامرزه که هر از
گاهی یه اس ام س بهم میدن تا صدای زنگ اس ام اس موبایلم یادم نره

فقط ایرانسله که همیشه بهت اس ام اس میده و هیچ وقت قهر نمیکنه

********************

دختر عمه ام رو تو خیابون با یه پسره دیدم هول شده میگه داداشمه

************************

یه زمانی همه چی بو داشت. بوی عید، بوی امتحان ثلث سوم، بوی اول مهر، بوی ماه
رمضون، بوی عصر تابستون. ولی چندوقته همه چی بی بو و خاصیت شده

الان فقط حرفا بوداره. فقط از آدما بوی نامردی میاد. دلم برای بوهای قدیم تنگ شده

***********************

دختر دانشجوی بدبخت سوار ماشین مسافر کش شده بردنش تو بیابون چند نفری بهش تجاوز
کردن، حالا خبرنگار داره با مامور نیرو انتظامی مصاحبه می کنه، میگه به نظر شما
چیکار کنیم که دیگه شاهد اینجور حوادث نباشیم؟ مامور میگه دانشجوهای دختر سعی کنن
مسیر رفت و آمدشون رو طوری انتخاب کنن که با بیابون فاصله داشته باشه !!!ا

***************************

از آزادی سوار تاکسی شدم تا صادقیه میگم چقدر شد میگه 400 تومن میگم همش دو قدم راهه 400 تومن!!
میگه اینطوری قدم برداری شلوارت پاره میشه

*************************

یکى از دوستام بینیشو عمل کرده، ابروهاشو تتو کرده، گونه گذاشته، مژه مصنوعى
گذاشته، لنز گزاشته، تو موهاش موى مصنوعى گذاشته و...
اونوقت یه دختر ساده طفلى از جلومون رد شده، دوستم برگشته به من میگه: دختررو دیدى چه ایکبیرى بود؟!!! ا
چند لحظه فقط نگاش کردم خودش فهمید منظورمو... اینم شد طرز فکر آخه؟

************************

تو اتوبوس نشستم با راننده گرم گرفتم ازم پرسید چی خوندی؟ گفتم: كامپیوتر
گفت میتونی یه سی دی آهنگهای باحال واسم بزنی؟



طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: مطالب طنز، طنز اجتماعی، ..::.. در کوچه پس کوچه های شهرمون-طنز ..::..،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 مرداد 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
ضد حال یعنی...

گاهی اوقات در عین ذوق زدگی یه اتفاقی برا ت میفته که بش میگن ضد حال مگه نه ....

برای من که خیلی اتفاق افتاده شما رو نیدونممممممممممممممممم

ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!
ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه!
ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال یعنی یه هفته قبل از اینکه جشن تولد بگیری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال یعنی قبض تلفن بیاد ....... تومن!
ضدحال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همینکه بیای به نتیجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال یعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضدحال یعنی یه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال یعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نیاد!
ضدحال یعنی شرطی بیدل بزنی امتیازت بشه ۲۵!
ضدحال یعنی بعد اینکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال یعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پریز برق!
ضدحال یعنی بری عروسی خانمها و اقایون جدا باشن!
ضدحال یعنی تو اتاقت فیلم نگاه میکنی همینکه میرسه جای.........مامان بیاد تو!
ضدحال یعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال یعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال یعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی فیلم ژاپنی!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضدحال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضدحال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!
ضدحال یعنی درس رو بلد نباشی و پنج دقیقه مونده به زنگ تفریح استاد اسمتو صدا كنه!(آخ گفتی)
ضدحال یعنی یك قدمی خط پایان مسابقه دو به زمین بیفتی و آخر بشی!
ضدحال یعنی روز آخر خدمت سربازی اضافه خدمت بخوری!
ضدحال یعنی سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه

طبقه بندی: مطالب طنز، 
برچسب ها: مطالب طنز، ضد حال یعنی...،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 مرداد 1390 توسط shohreh | نظرات ()
پسرها و سوسک
 پسر ها شبیه سوسک هستند !!!!!!

چرا؟؟؟؟؟

میگم خدمتتون

1.دقت کردین بعضی سوووسکااا گیر میدن بهت هرچی با دمپایی میزنی تو سرشون بیشتر میان طرفت!!!!

2.دیدین  سوسک ها چقدر سگ جونن لهشون میکنی ولی هنوز شاخکاشونو تکون میدن

خووووووووب تا اینجا فک کنم منظورمو گرفته باشین!!!!

خوب میریم سراغ بقیه ی شباهت ها

3.مدل مووووووووو های پسرااااااا (با وجود تنها 2 تار مو!!! همونو با کلی چسب و تافت و ... سیخ می کنن)

4.سوووسک موجود چندشیه (مثل پسر ها که خیلی چندشن)

5.سوسکااا رو هیچکی دوست نداره (البته من به استثنا ها کاری ندارم کلی گفتم)دقیقا مثه پسر هاااااااا

6.سوسک تنها حشره ایه که خوشگلش پیدا نمیشه!!! مثل پسر که نسل خوشگلاش منقرض شده!!!

7.میگن سوسکااا خیلی پیچیدن و محققا هنوز از زندگیشون سر در نیاوردن درست مثل پسر جماعت که هیچ وقت نمیفهمی پشته ای قیافه یه زشتش  چیه!!!!بس که

موزیییییییییی ان

خوب فک کنم به اندازه ی کافی دلیل اوردم واسه اینکه شما دختران محترم شباهت زیااااااااااد بین این دو موجودو بفهمین

پس الان میشه  به یه نکته اشاره کرد

واسه من سواله

که چرا دخترا با دیدن سوسک جیییییییغ میزنن و در میرن

ولی با دیدن یه پسر.....

نه واقعا خیلی واسم جالبه !!!!؟؟؟؟

یه سوال دیگه

چرا پسر ها با وجود این همه شباهت سوسک های بیچاررو میکشن (خیلی راحت)

آقا پسر های محترم !!!!




طبقه بندی: طنز دخمل و پسملا، 
برچسب ها: مطالب طنز، پسرها و سوسک،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 مرداد 1390 توسط shohreh | نظرات ()
چهل‌روز ........ داستان آموزنده
می گویند، اگر كسی‌ چهل‌روز پشت‌  سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند،
 
حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و  آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌كند.

سی‌ و نه‌ روز بود كه‌ مرد بیچاره‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید
 
و جارو می‌كرد. او‌ از فقر و تنگدستی‌ رنج‌ می‌كشید. به‌ خودش‌ گفته‌ بود:
 
اگر خضر را ببینم، به‌ او می‌گویم‌ كه‌ دلم‌ می‌خواهد ثروتمند بشوم.
 
مطمئن‌ هستم‌ كه‌ تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایم‌ از فقر و بی‌پولی‌ است.


 روز چهلم‌ فرارسید. هنوز هوا تاریك‌ و روشن‌ بود كه‌ مشغول‌ جارو كردن‌ شد.

كمی‌ بعد متوجه‌ شد مقداری‌ خار و خاشاك‌ آن‌ طرف‌تر ریخته‌ شده‌ است. با خودش‌ گفت:
 
با این‌كه‌ آن‌ آشغال‌ها جلو در خانه‌ من‌ نیست، بهتر آنجا را هم‌ تمیز كنم.
 
هرچه‌ باشد امروز روز ملاقات‌ من‌ با حضرت‌ خضر است، نباید جاهای‌ دیگر هم‌ كثیف‌ باشد..

 
مرد بیچاره‌ با این‌ فكر آب‌ و جارو كردن‌ را رها كرد و داخل‌ خانه‌ شد تا بیلی‌ بیاورد و آشغال‌ها را بردارد.
 
وقتی‌ بیل‌ به‌دست‌ برمی‌گشت، همه‌اش‌ به‌ فكر ملاقات‌ با خضر بود با این‌ فكرها مشغول‌ جمع‌ كردن‌ آشغال‌ها شد.

 
 ناگهان‌ صدای‌ پایی‌ شنید. سربلند كرد و دید پیرمردی‌ به‌ او نزدیك‌ می‌شود. پیرمرد جلوتر كه‌ آمد سلام‌ كرد.

مرد جواب‌ سلامش‌ را داد.

پیرمرد پرسید: .صبح‌ به‌ این‌ زودی‌ اینجا چه‌ می‌كنی؟

مرد جواب‌ داد: دارم‌ جلو خانه‌ام‌ را آب‌ و جارو می‌كنم.
 
آخر شنیده‌ام‌ كه‌ اگر كسی‌ چهل‌ روز تمام‌ جلو خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند، حضرت‌ خضر را می‌بیند..

پیرمرد گفت: حالا برای‌ چی‌ می‌خواهی‌ خضر را ببینی؟

مرد گفت: آرزویی‌ دارم‌ كه‌ می‌خواهم‌ به‌ او بگویم..

پیرمرد گفت: چه‌ آرزویی‌ داری؟ فكر كن‌ من‌ خضر هستم، آرزویت‌ را به‌ من‌ بگو..

مرد نگاهی‌ به‌ پیرمرد انداخت‌ و گفت: برو پدرجان! برو مزاحم‌ كارم‌ نشو..

پیرمرد اصرار گرد: حالا فكر كن‌ كه‌ من‌ خضر باشم. هر آرزویی داری‌ بگو..

مرد گفت: تو كه‌ خضر نیستی. خضر می‌تواند هر كاری‌ را كه‌ از او بخواهی‌ انجام‌ بدهد..

پیرمرد گفت: گفتم‌ كه، فكر كن‌ من‌ خضر باشم‌ هر كاری‌ را كه‌ می‌خواهی‌ به‌ من‌ بگو شاید بتوانم‌ برایت‌ انجام‌ بدهم..


مرد كه‌ حال‌ و حوصله‌ی‌ جروبحث‌ كردن‌ نداشت، رو به‌ پیرمرد كرد و گفت:
 
اگر تو راست‌ می‌گویی‌ و حضرت‌ خضر هستی، این‌ بیلم‌ را پارو كن‌ ببینم..

پیرمرد نگاهی‌ به‌ آسمان‌ كرد. چیزی‌ زیرلب‌ خواند و بعد نگاهی‌ به‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ انداخت.
 
 در یك‌ چشم‌ به‌هم‌ زدن‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ پارو شد.
 
 مرد كه‌ به‌ بیل‌ پارو شده‌اش‌ خیره‌ شده‌ بود، تازه‌ فهمید كه‌ پیرمرد رهگذر حضرت‌ خضر بوده‌ است.
 
چند لحظه‌ای‌ كه‌ گذشت‌ سر برداشت‌ تا با خضر سلام‌ و احوالپرسی‌ كند و آرزوی‌ اصلی‌اش‌ را به‌ او بگوید، اما از او خبری‌ نبود.

مرد بیچاره‌ فهمید كه‌ زحماتش‌ هدر رفته‌ است.
 
به‌ پارو نگاه‌ كرد و دید كه‌ جز در فصل‌ زمستان‌ به‌درد نمی‌خورد در حالی‌ كه‌ از بیلش‌ در تمام‌ فصل‌ها می‌توانست‌ استفاده‌ كند.

 

از آن‌ به ‌بعد به‌ آدم ساده‌ لوحی‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدفی‌ تلاش‌ كند،
 
اما در آخرین‌ لحظه‌ به‌ دلیل‌ نادانی‌ و سادگی‌ موفقیت‌ و موقعیتش‌ را از دست‌ بدهد،
 
می‌گویند بیلش‌ را پارو كرده‌ است.


طبقه بندی: داستان آموزنده، 
برچسب ها: داستان جالب، شنیدنی، مطلب جالب، مطلب شنیدنی، مطالب قشنگ، مطالب زیبا، مطلب خواندنی، داستان خنده دار، داستان کوتاه، سرگرمی، داستان طنز جذاب و خنده دار، مطالب طنز، جالب و خنده دار، جالب، خنده دار، باحال، بامزه، جک، مطلب خنده دار، داستان عاشقانه، داستان آموزنده، مطالب شنیدنی، داستان شنیدنی، داستان جالب و آموزنده، داستان باحال،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 فروردین 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
نوشته های یك كودك نفهم!

موضوع انشاء:سال گذشته را چگونه گذراندید؟

 

 

قلم بر قلب سفید كاغذ می گذارم و فشار می دهم تا انشاءام آغاز شود. سال گذشته سال بسیار پربركتی بود. سال گذشته پسرخاله ام زیر چرخ تریلی رفت و له گشت و ما در مجلس ترحیمش خیلی میوه و خرما و حلوا خوردیم و خیلی خوش گذشت.

ما خیلی خاك بازی كردیم. من هر چی گشتم پسرخاله ام را پیدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بیل زد, بدون دلیل! من در پارسال خیلی درس خواندم ولی قبول نشدم و مرا از مدرسه به بیرون پرت كردند. پدرم مرا به مكانیكی فرستاد تا كار كنم و اوستا هر روز مرا با چرخ می زد یا با ماشین مشتری ها از رویم رد می شد.

من در خیلی از كارهای خانه به مادرم كمك می كنم.مادرم مرا خیلی دوست می داشت و مرا خیلی ماچ می كرد ولی پدرم خیلی حسود است و من را لای در آشپزخانه می گذاشت.

درسال گذشته ما به مسافرت رفتیم و با قطار رفتیم. من در كوپه بسیار پدرم را اذیت كردم و او برای تنبیه مرا روی تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابیدم!

پدرم درسال گذشته خیلی سیگار می كشید مادرم خیلی ناراحت است و هی به من ناسزا می گوید,ولی من نمی دانم چرا وقتی مادرم به من فحش می دهد پدرم عصبانی می شود!

در سال گذشته ما به عید دیدنی رفتیم و من حدودا خیلی عید جمع كرده ام, ولی پدرم همه ی آنها را از من گرفت و آنتن ماهواره خرید كه بدآموزی دارد و من نگاه نمی كنم.

پدرم در سال گذشته ر‍‍ژیم گرفته است و هر شب با دوست هایش آب و ماست و خیار می خورند و می خندند.

... من خیلی سال گذشته را دوست دارم و این بود انشای من.

 

 

منبع: ایران گرافیک



برچسب ها: مطالب طنز، طنزهای مختلف، طنز بچه ها، نوشته های یك كودك نفهم!،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 فروردین 1390 توسط Nima .h | نظرات ()
این فاضلاب پنج درصد آب داره

سرگرم غواصی بودیم.

یكی از بچه‌ها وسط آب شوخی اش گرفته بود.

یك نگاه كرد به صورت هامان، موها جرم گرفته، صورت‌ها گِلى ...
 

بعد با یك قیافه جدی گفت:

«بچه ها! یه وقت این آب رو داده بودن آزمایشگاه، ببینند چند درصد ناخالصى داره. بعدِ یه مدت جواب اومد كه: این فاضلابى كه داده بودین، پنج درصد آب داره...»


تا اینو گفت بچه‌ها ریختند، سرش را كردند زیر آب.

 



برچسب ها: مطالب طنز، طنز جبهه و جنگ، این فاضلاب پنج درصد آب داره،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
امتحان اطلاعات عمومی

یک تست هوش که باید در 5 ثانیه جواب مورد نظر رو بدید تا  میزان آی کیو تون  سنجیده شود.....

 

1) برق را چه کسی اختراع کرد:

الف)گراهام بل الکساندر

ب) غضنفر گراهام بل

ج)گرهایی رو که میشه با دست باز کرد چرا با دندون باز کرد

د)نوک زبونتونه ولی نمی تونید بگید...



2) رادیوم را چه کسی کشف کرد؟

الف)مادام کری

ب)مادام مگه کوری؟

ج)مادام العمر

د)الکساندر گراهام بل



3) ادامه ی ضرب المثل زیر چیست؟

موش تو سوراخ نمی رفت.....


الف)به زور کردنش تو

ب)نمی رفت که نمی رفت، به درک که نمی رفت

ج)رفت مرگ موش خورد

د)دم به جاروش بست



4) جواب معمای زیر چیست؟

قطاری به سمت شمال می رفت و باد نمی وزید دود قطار به کدام سمت می رود؟


الف)دودش تو چشم خودش می ره

ب)شما اهل دود و دم نیستید، شرمنده

ج)به سمت شمال

د)هر چی خدا بخواد



5) بازیگر نقش سمیرا در سریال ترانه مادری کدام گزینه است؟

الف) مینا لالایی

ب)مینا لای یه چیزی.... نمیدونید لای چی

ج)مینا لای جرز دیوار

د)دانیال حکیمی




6) 666 چند تا شش داره؟

الف)بقالیه سر کوچه کیشمیش داره

ب)پشه رو نگو نیش داره

ج)حاجی که از مکه میاد ریش داره

د) 6 تا



7) فیلم اخراجی ها را چه کسی کارگردانی کرد؟

الف) نمکی سر کوچتون

ب)مسعود چقدر با نمکی

ج) مسعود چقدر بی نمکی

د) گزینه ی الف و ج



8) واسکن ایدز چه زمانی اختراع شد؟

الف)سال1997

ب)دیروز

ج)همین امروز

د)واکسن چی؟نشنیدم



9) بازیگر نقش اول فیلم مرد هزار چهره که بود؟

الف)خود بی شعروش بود

ب)مهران ناظمی

ج)آقا به خدا ما نبودیم

د)مدیر مهرانی



10) جمله زیر را به طور صحیح ادامه بدید

دروغ گو......

الف) خودتی

ب) پای دار میره ولی بالای دار نمیره

ج) دشمن....دشمن... نمی دونم دشمن کیه

د)گزینه ی "د" و " الف"

نتیجه گیری:



اگر در بیشتر سوال ها گزینه ی الف و ب را انتخاب کرده اید به درک که انتخاب کرده اید می خواستید انتخاب نکنید به خودتان مربوط است .

اگر در بیشتر سوال ها گزینه ی ج را انتخاب کرده اید باید بگویم دوست عزیز بهتون تبریک می گم شما نه تنها آی کیو ی بالایی ندارید بلکه اصلا آی کیو ندارید .

اگر در بیشتر سوال ها گزینه ی د را انتخاب کردید طبق تحقیقات روانشناسی آی کیوی جلبک 1 (یک) است و آی کیو ی شما 0.5 (نیم) دوست عزیز .
 

منبع: وبلاگ همه چی و هیچی - سحر



برچسب ها: مطالب طنز، طنزهای مختلف، طنز درسی، طنز تستی، امتحان اطلاعات عمومی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 اسفند 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
از دفتر خاطرات یک عروس

دوشنبه

الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم.
خیلی سرگرم کننده هست اینکه واسه ریچارد آشپزی می‌کنم.  امروز می‌خوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده 12 تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنین ولی من کاسه به اندازه‌ی کافی نداشتم واسه‌ی همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ‌ها رو توش بزنم.




سه‌شنبه

ما تصمیم گرفتیم واسه‌ی شام سالاد میوه بخوریم. در روش تهیه‌ی اون نوشته بود «بدون پوشش سرو شود» (dressing= لباس ، سس‌زدن) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون. نمی‌دونم چرا هر دو تاشون وقتی که داشتم واسه‌شون سالاد رو سرو می‌کردم اون جور عجیب و شگفت‌زده به من نگاه می‌کردن.



چهارشنبه

من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسه‌ی این کار که می‌گفت قبل از دم کردن برنج کاملا شست‌وشو کنین.
پس من آب‌گرم‌کن رو راه انداختم و یه حموم حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم. ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت.



پنج‌شنبه

باز هم امروز ریچارد ازم خواست که واسه‌ش سالاد درست کنم. خب من هم یه دستور جدید رو امتحان کردم .
تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش کنین و بذارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین. خب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیداکردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پرا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بالای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره. ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟

نمی‌دونم چرا ؟ عجیبه! حتما خیلی تو کارش استرس داشته. باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم.



جمعه

امروز یه دستور غذایی راحت پیدا کردم. نوشته بود همه‌ی مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک (beat it = در غذا : مخلوط کردن ، در زبان عامیانه : بزن به چاک) خب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه‌ی مامانم. ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه مونده بودند.



شنبه

ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه‌ی مراسم روز یک‌شنبه اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه می‌شه یه مرغ رو واسه یک‌شنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد.

قبلا به این نکته تو مزرعه‌مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش‌های خوشگلش ... وای من فکر می‌کنم مرغه خیلی خوشگل شده بود.

وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع کرد تا شماره‌ی 10 به شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود.

حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسه‌ش برقصه.

وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟شروع کرد به گریه و زاری و هی داد می‌زد آخه چرا من ؟ چرا من؟

هووووم ... حتما به خاطر استرس کارشه ... مطمئنم ...

 

منبع: وبلاگ خاطرات عاشقانه



برچسب ها: مطالب طنز، طنز دخترو پسرا، طنز زن و مردها،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  

موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت