تبلیغات
Mooshoolina - مطالب ابر معما و روانشناسی

Mooshoolina

۵ جمله ای که دختران مجرد دوست ندارند بشنوند
 
۱- شاید زیاد تلاش نمی کنی
با گفتن این جمله به نظر می رسد که روی تلاش و کوشش یک دختر قضاوت می کنید. بهتر است که یک دختر مجرد را تشویق کنید تا بیشتر تلاش کندتا به اهداف خودبرسد .اگر کسی را در انجام کاری ناکام دیدید سرزنش کردن اصلا روش خوبی به نطر نمیرسد . سعی کنید طوری رفتار کنید که او هم تحت فشار قرار نگیرد و از نصایح شما دلخور نشود .


۲- زیاد آرایش کردی!

با گفتن این جمله به شخصیت او، آسیب می رسانید. سعی کنید انتقاد خود را با زبان بهتری به زبان آورید.
در نظر اشته باشید یک دختر، دوست دارد پوشش و آرایشش جذاب و زیبا باشد تا دیگران را به سمت خودش جذب کند.


۳- برگرد همانجایی که بودی
این جمله، پیامی را به سمت مجردها می فرستد به این معنی که آنها نمی توانند زندگی خوبی داشته باشند و از آن لذت ببرند و آزادی از آنها گرفته شده است.
برای مجردها، پنهان شدن در خانه مثل مخفی شدن دوران جنینی شان در شکم مادر معنای خوشایندی ندارد. اغلب آنها دوست دارند شاغل باشند، با دوستانشان گردش بروند و در نهایت بیشتر وقت شان را با دوستانشان سپری کنند.


۴- خیلی عیب جو هستی

این جمله به این معنی است که دیگر وقت زیادی برای انتخاب همسر آینده ات نداری، وقت تو تمام شده، دیگر وقت انتخاب کردن و رفتن به خانه بخت است.


۵- توقعت را کم کن
این جمله اینطور تفسیر می شود که تو زیاد از خواستگارهایت سوال می پرسی، ایرادگیر هستی، خودسری.مجردها این جمله را اینطور معنی می کنند که باید سطح توقعشان را پایین بیاورند تا خواستگارهای دست پایینشان را هم جذب کنند و آنها را بپسندند.
به دخترهای مجرد پیشنهاد می کنیم که گول خواستگارهایی که ازنظرشان نامطئن و مشکوک هستند و خودشان را خوب و مثبت معرفی می کنند نخورند. زیرا تا کِی آنها می خواهند اخلاق و رفتار واقعی شان را از شما پنهان کنند و ماسک خوبی را به صورتشان بزنند؟
 
 
 


برچسب ها: معما و روانشناسی، خود شناسی، ارتباط دو طرفه، ۵ جمله ای که دختران مجرد دوست ندارند بشنوند،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 اسفند 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
طلاق عاطفی

زمونه زمونه عجیبی شده چقدر ما شاهد بی مهری و بی توجهی عزیزانمون نسبت به هم هستیم. چقدر شاهد بی احترامی و بی حرمتی نسبت به بزرگترها و عقاید اونها هستیم و چقدر همه چیز عادی و یکنواخت شده!

آدم دلش می گیره وقتی می بینه که مثل گذشته دیگه صفا و صمیمیت بین خانواده ها نیست و به جای اون دور هم نشتنها و شب نشینیهای آخر هفته چشم و همچشمی و دوری و بی خبری از هم جایگزین روابط صمیمی و دوستانه شده.

دیگه تو خونه اون حرمت و عشق و محبتی که بین مادر و پدرها بود دیده نمیشه.

دیگه زن و شوهرها مثل گذشته واسه هم گذشت ندارن و بنای ناسازگاری جای سازش و محبتو گرفته.

حیف!

چرا از بزرگترامون یاد نگرفتیم گذشتو ؟

چرا نمی تونیم واسه احترام به اون لحظه ای که عشق رو تو چشم شریک زندگیمون دیدیم و همون لحظه تصمیم گرفتیم باهاش ازدواج کنیم کوتاه نمی یاییم؟

آخه چرا واسه احساس خودمونم ارزش قائل نیستیم؟

باور کنید وقتی به دادگاههای خانواده مراجعه می کنم اشک تو چشمانم جمع میشه آه حسرت از نهادم برمیخیزه که چرا یه زن و شوهر جوون که فقط چند ماه از ازدواجشون می گذره و زندگیشونو به قول خودشون با یه عشق آتشین شروع کردن ناگهان تصمیم می گیرن که از هم جدا بشن چرا؟

چونکه دیگه نمی تونم حتی همدیگرو تحمل کنن!

جالب نیست!

آخه به نظر شما این چه عشقی بوده که خیلی زود شعله های آتشش به خاکستر تبدیل شده؟

چرا واسه وقت و زندگی خودشون واسه احساس و عقاید خودشون ارزش قائل نیستن؟

آخه مسئله که فقط این نیست اونها هم به خودشون و هم به شخص دیگری که می تونسته با اونها خوشبخت بشه ظلم کردن چرا که اگه یه انتخاب درست داشتن الان تو پله های دادگاه خانواده سرگردان و حیران نبودند!

جالبه من هر دختر و پسر جوون رو که میبینم می گه قصد ازدواج دارم اما نمی دونم چه کار باید بکنم و جالتر این که اکثرشون می گن ما می خواهیم با عشقمون ازدواج کنیم و اصلاً به ازدواج سنتی اعتقادی نداریم. خوب آخه این عشق چه طوری به وجود میاد؟ و آیا می تونید اونو تو پیچ و خم های زندگی هم حفظ کنید؟ یا فقط الان که هنوز به هم نرسیده اید و زیز یه سقف نرفته اید دم از عاشقی و محبت می زنید؟

یه اشتباه بزرگی که همه ما جوونها داریم اینه که قبل از ازدواج چشم و گوشمون کاملاً بسته است این قدر غرق رویاهامون میشیم که اصلاً به نقاط ضعف و مثبت طرف مقابلمون توجه نمی کنیم تضادها برامون قشنگه و اختلافات شیرین اما بعد از ازدواج تازه تمام تضادها و مخالفتها و ناسازگاریها خودشونو نشون میدن و جالبتر اینکه دیگه خبری از اون گذشتی که قبل از ازدواج بود نیست!

توقع ها افزایش پیدا می کنه و من منم خودشو نشون میده دیگه اون نیم منه نمیاد وسطو بگه با تو میشم من کامل!
نه فقط یه نفر منه اونم اونی که قدرت بیشتری داره!
البته در اکثر مواقع زنها قبل از ازدواج احساسی تر عمل می کنند تا مردها و بعد از ازدواج متأسفانه در حال حاظر این خانمها هستند که تازه سر عقل میان و با خودشون فکر می کنن شاید بهتر از همسرشونم نصیبشون میشد و اگر هم مستقل باشند گاهی به راحتی تصمیم به جدایی می گیرند و به هیچ عنوان حاضر به گذشت و سازگاری نیستند!

البته مردان زیادی هم هستند که به خاطر اشتباه در انتخابشون زحمات و محبت های همسر و نادیده می گیرند و به طرف بالهوسی و .... می روند، غیر از اون مردهایی هستند که به هیچ عنوان قصد گذشت و فداکاری ندارند و متأسفانه با اخلاق تند و بی رحمانه با همسرشون برخورد می کنند و متأسفانه متأسفانه دست به زن هم دارند این شامل خیلی از مردهایی هم میشه که قبل از ازدواج عاشق همسرشون بودند!

با خودتون چه فکری می کنید چرا کار به اینجا میرسه ؟

اولین و مهمترین پاسخ اینه که پایه از ابتدا اشتباه بوده شاید اگر درست انتخاب می کردند کارشان به اینجا نمی رسید می دونید نظر من چیه؟

من معتقدم هیچ کس بد نیست مهم کنار اومدن با هم و تفاهمه اگه گذشت و محبت تو زندگی باشه همه چیز حله اما وقتی دو نفر اصلاً با هم سازگار نیستند و نمی تونند همدیگرو درک کنند این دلیلی بر بد بودن طرفین نیست و گاهی طلاق بهترین چاره می باشد.

شما با یه انتخاب غلط حق خوشبختی رو از چند نفر می گیرین اول خودتون بعد همسرتون بعد حق کسی رو که می تونست با شما واقعاً خوشبخت باشه و سپس حق کسی رو که با همسرتون می تونست خوشبخت باشه!

دوستان عزیزم از شما خواهش می کنم کاملاً آگاهانه و عاقلانه در مورد ازدواج و آینده تون تصمیم بگیرین و اجازه بدین که بعد از ازدواج زندگی عاشقانه ای داشته باشید در ابتدا سعی کنید خودتونو بشناسید تا بتونید دیگران را هم بشناسید از خودتون یه رزومه تهیه کنید تواناییها و علایقتونو بدونید پی به نقاط ضعف و قدرت خودتون ببرید و سپس کسی رو که متناسب با روحیات خودتون هست انتخاب کنید واسه همدیگه ارزش قائل باشید حتی تو دوستیها قدر هم و لحظه های قشنگتونو بدونید واسه احساس و محبت هم احترام بزارید و تا جایی که می تونید دل هیچ کسی رو نشکونید همیشه توکل به خدا داشته باشید و بنده های خدا رو دوست بدارید.

دوستان عزیز گذشت و تفاهم سر لوحه اصلی زندگیست تمام معیارهایی رو که تو ذهنتون از شریک آیندتون حک کردین خواهید که بعد از چند ماه از زندگی مشترک کاملاض عادی شده و این مهر و محبت و گذشت است که تا آخر عمر همیشه با شما خواهد ماند. پس تا آنجا که می توانید گذشت داشته باشید و مهر بورزید اجازه ندهید که کدوکان بی گناه طلاق با آینده نامعلوم و مبهم قدم در بازی دنیای ما بزرگان و خودخواهی های ما بگذارند.امیدوارم همه ما فقط به فکر راحتی و علایق خود نباشیم و در دنیا و قلب خودمون جایی برای دیگران هم بگذاریم.

بحث در این مقوله بسیار طولانی می باشد که انشالله در مطالب بعدی بیشتر به این مطلب خواهیم پرداخت و من هم منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم.



برچسب ها: معما و روانشناسی، خودسازی، طلاق عاطفی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
تست هوش جالب
 تا سوأل هست. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.


آماده اید؟

.

.




سوأل اول:


فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟


.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.


پاسخ:


اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم بهتر جواب بدهید

 

***


برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.



سوأل دوم:


اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


جواب:

اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟

(اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟




سوأل سوم:

ریاضیات فریبنده! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


جواب :
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.

مشخصاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!

سوأل چهارم:


پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono.
اسم پنجمی چیه؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



برچسب ها: معما و روانشناسی، تست هوش جالب، تست هوش، تست هوش توپ، تست هوش خفن، تست هوش عالی، تست هوش باحال، تست هوش معمایی، تست هوش سخت، تست هوش جدید، تست هوش خوب،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 بهمن 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
روانشناسی رنگها

رنگ چیست؟
در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این روش:

  • از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
  • از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
  • از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
  • از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
  • از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

1- روان‌شناسی رنگ سیاه

  • سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
  • سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
  • رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
  • در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
  • رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2- روان‌شناسی رنگ سفید

  • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
  • رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
  • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

3- روان‌شناسی رنگ قرمز

  • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
  • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
  • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
  • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

4- روان‌شناسی رنگ آبی

  • آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
  • رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
  • رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
  • رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
  • رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

5- روان‌شناسی رنگ سبز

  • رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
  • رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
  • پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
  • رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
  • از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
  • رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

6- روان‌شناسی رنگ زرد

  • رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
  • رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
  • رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
  • رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
  • چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی

  • رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
  • رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
  • رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای

  • رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
  • رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
  • رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

  9- روان‌شناسی رنگ نارنجی

  • رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  10- روان‌شناسی رنگ صورتی

  • رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
  • رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
  • با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

  ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان یار

منبع اصلی

Color Psycology: How Colors Impacts Moods، Feelings، and Behaviors
http://psychology.about.com



برچسب ها: معما و روانشناسی، روانشناسی رنگها، معانی رنگها،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 بهمن 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
تست هوش جنائی
سلام دوستان من منبع اصلیه این تست هوش رو پیدا نکردم و نمیدونم آیا منبع اصلیی داره یا نه. ولی من این تست هوش رو از وبلاگ پسران رودخانه برداشتم امیدوارم لذت ببرید

یه نکته هست که می خوام قبل از تست واستون روشن بشه این تست رو از چندین قاتل محکوم به اعدام پرسیدن وجالبه که بدونید همه اونها این تست رو درست جواب دادن درضمن تا98% احتمال میدن که هرکس این تست رو درست حدس بزنه درآینده نچندان دور یک قاتل زنجیره ای خواهد شد.



پس آرزو دارم هیشکی نتونه جواب درست رو بگه ولی متاسفانه یا خوشبختانه من اولین بار جواب درست رو گفتم.



***


روزی روزگاری در خانواده ای دختر و مادری شاد و خوش بخت زندگی می کردند و بسیار به یکدیگر عشق می ورزیدند تا اینکه ناگهان در شبی سرد و تاریک و در میان صدای رعد وبرق و بارش شدید باران تلفن خانه به صدا درآمد.

دختر جوان شتابان به سوی تلفن رفت و آن را برداشت صدایی لرزان با حالتی غمگین در حال گریه بود دختر گفت: الو...بفرمایید.... صدا به آهستگی گفت منم دایی دیوید و باز شروع کرد به گریه کردن. الیزابت که حالا حسابی ترسیده بود گفت: دایی جون،تو رو خدا حرف بزندید، چی شده؟


دایی دیوید ادامه داد: دخترم خودت رو خیلی ناراحت نکن ولی خاله کتی فوت کرده.


الیزابت شروع کرد به گریه و بعد از پرسیدن ساعت و محل خاکسپاری خداحافظی کرد و رفت تا خبر رو به مادرش برسونه. فردا وقتیکه الیزابت به همراه مادرش به مراسم خاکسپاری خاله کتی میره یه اتفاقی می فته که زندگیش رو تغییر میده.

الیزابت اونجا با یک جوون خوش تیپ و پولداری به نام تئودور آشنا میشه و چند روز بعد همش راجع به تدی با مادرش صحبت میکنه تا جایی که هرروز به عشق اون از خواب بیدار میشه و با یاد اوون می خوابه.

ولی چون در اون شرایط نتونسته بود از تدی آدرس یا شماره تلفنش رو بگیره به هیچ وجه نتونست دیگه اوون رو ببینه و هر روز هم بیشتر از روز قبل عاشق تدی می شد و مدام میگفت که اون مرد رویاهاش رو پیداکرده و عاشق شده و... تا اینکه بعد از شش ماه مادر الیزابت به طرز مشکوک و عجیبی میمیره.

 

وقتی کارگاه برای بررسی علت مرگ مادر الیزابت به اونجا میاد می فهمه که مرگ مادر الیزابت به دلیل ...




جواب:

خب دختره بعد از 6 ماه عذاب کشیدن از دوریه تئودور اومد پیش خودش فکر کرد گفت اون برای خاک سپاریه خاله کتی اومده بود پس اگه مادرم رو بکشم حتما برای خاکسپاریه مادرم هم میاد و میتونم ازش شماره یا آدرسی بگیرم. اینطور شد که زد مادرش رو کشت تا بهونه ای بشه برای دیدن دوباره ی تئودور.

 



برچسب ها: معما و روانشناسی، تست هوش، تست هوش جنایی، تست هوش باحال،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 آبان 1389 توسط Nima .h | نظرات ()
موضوعات
پیوندهای روزانه
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
پیوند ها
نظر سنجی

آمار سایت